محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

550

تحفه خانى ( فارسى )

ده مثقال و تخم اسبغول شسته يك مثقال در چهار قاشق آب شربت كرده بايد اختيار كرد و غذاى پرهيز را در روز دارو بوقت عصر بايد اختيار كرد و هرجا كه درد و الم تسكين يابد ضماد كه موجب لين ورم باشد بايد بر ورم نهاد از كنجد مقشر سيزده مثقال نيك كوفته و برگ مرزنجوش تازه نيك كوفته وزن سه و نيم مثقال و مجموع باهم خلط كرده و ديگر مبالغه در كوفتن بايد كرد تا همچو مرهمى شود و بر ورم ازين بكرات ضماد بايد كرد ديگر اجزاى او اينست مقل هفت مثقال پيه مرغ و پيه بط و مغز ساق استخوان گاؤ و از هريك هفت مثقال كه مجموع ادويه بست و يك مثقال باشد اول مقل را در آب گرم حل بايد كرد به مقدار آبى كه كافى باشد و بعد از آن پيه‌ها را بايد گداخت و به اين مقل محلول آميخته در هاونى بسيار صلايه كرده بر روى لتّه نيم‌گرم بر محل ورم بايد نهاد فقرات را بروغنهاى گرم مثل روغن بابونه و روغن قسط چرب بايد كرد و روغن قسط از جهت اين علت به اين اجزا بايد ساخت قسط هفت مثقال سليخه چهار مثقال مرماخور هفت مثقال مجموع ادويه كوفته و پيخته و در دو كاسهء آب بايد يك شب و روز خوبانيده و بعد از آن سه حصّه ازين آب با دارو مخلوط و يك حصه روغن كنجد مجموع باهم خلط كرده در يغلاغوى پاك انداخته به آتش آهسته بايد جوشيد چندانى كه آب فانى شود و روغن بماند و علامت خلاص روغن از آب آنست كه چوبى در شيب روغن فرو بايد برد و به آتش عرض كرد اگر چنانچه در آتش آواز مىكند علامت آنست كه هنوز از آب در روغن باقى مانده است و ديگر بايد جوشيد تا تمام آب فانى شود اگر چنانچه آواز نمىكند علامت آنست كه آب تمام فانى شده است بالفعل بايد فرود آورد و روغن را بايد گرفت كه مىسوزد و ازين روغن على الدّوام نيم‌گرم بر فقاراتى كه