محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

534

تحفه خانى ( فارسى )

در رحم است و اختناق . . . ماندن او و صعود بخارات رديه به دماغ و حدوث غشى و صرع ازين ممر و بالجمله استحاله نطفه منيت بسميت و عفونت و حدوث امراض مذكوره زيرا كه رحم عضو غشائى ذكى الحس است و ادراك وافر درو هست و از اندك اذيت متاذى مىشود و از تصاعد بخارات عفنى به دماغ اين اعراض حادث مىشود و گاه سبب درين علت احتباس خون طمث است در رحم و فساد او و تصاعد ابخرهء رديه بدماغ و اين علت را نوايب و ادوار مىباشد و علامت او آنست كه هرجا كه نوبت قريب شد رنگ او زرد مىشود و اختلاط و پريشانى در عقل عليله پيدا مىشود و كسل و ضعف در ساقها و خفقان در دل و صغر نبض حادث مىشود و رطوبت منخرين و رطوبت هر دو چشم و عليله بقرب نوبت احتباس ارتفاع شئ از اسفل بدماغ و دل مىكند و درين حين ابطال حس مىكند و احداث غشى و اختلاط عقل و انقطاع صورت و از دهن كف و لعاب ظاهر نمىشود چنان كه در صرع اين احوال عارض مىشود و علاج او بوقت نوبت ماليدن هر دو قدم عليله است و بستن هر دو ساق او محكم تا به درد آيد و بستن هر دو منخرين او و ريختن گلاب و آب سرد بر روى عليله تا به هوش آيد و يا آواز بلند در گوش عليله صيحه بايد كشيد و در حين ادويه عطريه خوشبوى را بقرب عليله نبايد آورد و درين علت بوئيدن چيزهاى ناخوش داشته باشد بايد بوئيد نقط و كندس و جندبيدستر و آنچه در رايحه سئيه به اينها باشد بدماغ عليله بايد داشت كه اينها موجب افاقه و شعور است و مقصود از بوئيدن اشياء ممتنعه آنست كه وصول رايحه كريهه برحم موجب اذيت و هرب رحم است زيرا كه مذكور شد كه رحم عضو ذكى الحسّ است و بروايح طيبه مائل است و از روايح . . . درين علت ميل رحم بجانب اعلى بدن است پس مناسب اين است كه روايح طيبه