محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

507

تحفه خانى ( فارسى )

كه مراد پودينه باغيست و خصية الثعلب از هريك دو مثقال شقاقل و باقلى خشك و مغز پنبه‌دانه از هريك چهار و نيم مثقال تخم زردك و تخم شلغم و تخم ترب و هليون از هريك سه مثقال و نيم و تخم پياز شش مثقال و نيم مجموع ادويه نيك كوفته و بيخته سه وزن تمام ادويه عسل صافى آميخته نيك خلط كرده در ظرفى چينى يا سنگين بايد نگاه داشت و بوقت حاجت مقدار خوردن بر نهار ازين معجون يك مثقال و نيم و اگر چنانچه سبب درو حدوث اين علت برودت آلات منى باشد علامت او برودت و سردى منى است بوقت بيرون آمدن او و علاج درين مقام خوردن جلابست هر صباح از گلقند عسلى سيزده مثقال با شربت بادرنجبويه هفت مثقال مجموع چنان كه رسم است ترتيب داده بايد اختيار كرد و يا هر صباح از زنجبيل پرورده و يا شقاقل پرورده از هركدام كه حاضر باشد هفت مثقال و از آن سبك‌تر حلواى زردك كه بقند و با عسل پخته باشند مقدار پانزده مثقال بر نهار مىتوان خوردن و غذا نخودآب با شيرهء تخم مغز معصفر و باديان رومى در آش بايد كرد و نخودآب را با گوشت مرغ و يا گوشت طيهو و درّاج بايد پخت و دارچينى نيز در آش اندكى بايد انداخت زعفران نيز و يا غذا مطبخه از گوشتهاى مذكور بايد داد و از ادويه حاره مثل دارچينى و زيره و زعفران اندكى از هريك بايد درو انداخت تركيب ديگر كه مقوى باه باشد اجزاى آن بدين‌طريق بايد ساخت لسان العصافير كه مراد تخم درخت شنك است كه در خراسان آن را بنفشه مىنامند و تخم زردك و تخم شلغم و تخم جرجير و تودرى سرخ و تودرى سفيد از هريك سه مثقال و نيم و فلفل دو مثقال و شقاقل دو نيم مثقال مغز سر كنجشك يك مثقال و نيم مجموع ادويه كوفته و پيخته و با دو وزن