محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
503
تحفه خانى ( فارسى )
مىگردد قى كند تخم شبت و تخم شلغم و تخم خربزه نيمكوفته و بيخ سوسن تراشيده نيمكوفته و روغن كنجد و عسل و نمك اول ادويه را در قدرى آب بايد جوشيد و صافى ساخته عسل و نمك و روغن كنجد مذكور درين مطبوخ حل بايد كرد بدفعات آشاميد و قى كرد و اگر به خود آيد بهتر و اگر به خود اجابت نكند پر مرغ در روغن كنجد چرب كرده به حلق فرستاده قى بايد كرد و بر خصيه و قضيب عليل ضماد و طلا از آرد باقلى و زيره و كندر چنانچه از آرد باقلى پنج مثقال باشد و كندر و زيره از هريك دو مثقال بروغن پيه گداخته خمير كرده و قدرى روغن گل با روغن كنجد آميخته بايد طلا كرد و يا از آرد باقلى و بابونه و اكليل الملك اجزا برابر يكديگر بحسب مقدار كوفته و پيخته و بروغن بابونه و يا روغن كنجد آميخته نيك برهم زده بر محل آفت طلا بايد كرد و يا روغن شبت هركدام حاضر باشد و يا از مقل و كندر و موم صافى و روغن كنجد موم ردعى بايد ساخت و بر محل ورم بايد طلا كرد و طريق ساختن او برين وجه است كه از مقل و كندر از هريك دو مثقال و موم صافى دو نيم مثقال اول موم را دوازده مثقال روغن كنجد در پياله مسين بايد گداخت و بعد از آن مقل را نيمكوفته درين روغن موم گرم بايد انداخت كه حل شود و بسر چوبى تحريك بايد كرد تا زودتر گداخته شود و بعد از آن كندر را نرم كوفته درو انداخته نيك برهم زده بايد گذاشت تا سرد شود و بعد از آن مبالغه در صلايه بايد كرد و ازين موم روغن بر محل ورم طلا بايد كرد و علامت آنكه ماده ورم سوداويست صلابت و محكمى ورم است و كبودى رنگ او و قلت درد و سفيدى رنگ قاروره و علاج او خوردن جلابست هر صباح از بادرنجبويه و باديان و بيخ سوسن تراشيده نيمكوفته از هريك دو مثقال مجموع ادويهء اول