محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
465
تحفه خانى ( فارسى )
بسبب شدت حادث در طريق انصباب و ريختن صفرا از مراره بمعده بمصلحت خروج اثقال بعد از تمامى فعل هاضمه و حصول كيموس در جگر و درين يرقان كه حادث از سده است اين تركيب كه مذكور مىشود نافع است ريوند چينى و عصاره غافث از هريك يك مثقال افسنتين رومى دو مثقال مجموع ادويه كوفته و پيخته يك مثقال و نيم ازو در آب باديان و عرق كاسنى مقدار هفت مثقال بايد خورد اما يرقان سياه كه او را يرقان سدّى نيز مىنامند و سبب او حدوث سدّه است در مجراى ميان عروق و طحال زيرا كه سودا بواسطه اين سدّه و اصل به مكان خود كه طحال است نمىتواند شد و همچنان در عروق مىنامند همراه خون و چون ازو چيزى باوعيه نمىرسد و عروق ممتلى ازو شده است در جميع بدن منبسط و منتشر مىشود و يا حدوث اين يرقان بسبب سدّه است كه در مجراى كه ميان سپرز و فم معده واقع شده است و هرگاه سدّه درين مجرا واقع مىشود مانع است از ريختن سودا بفم معده از براى مصلحت حصول شهوت غذا و طعام و چون راه انصباب سودا بمعده مسدود شد طحال از سودا ممتلى شود و سودا مراجعت كرده بجميع بدن منبسط مىشود و علاقه او تمدد و ثقل در جانب به چپ است و نفس زدن به دو قلت شهوت چون لمسا بمعده نمىآيد و نبض بطى و نحافت و لاغرى بدن و سواد رنگ بشره و رو و حدوث اين يرقان نيز در اكثر تدريجى است و علاج درين مقام فصد از عرق اسلم است از دست چپ خوردن جلاب از بيخ سوسن تراشيده نيمكوفته و تخم كاسنى و پوست بيخ كاسنى از هريك سه مثقال و نيم قند سفيد هفت مثقال مجموع ادويه اول در قدرى آب طبخ بايد كرد به آتش آهسته و از كرپاس گذرانيده و پنج مثقال معجون نجاح درو حل كرده بوقت تابستان سحر و بوقت زمستان صباح و بوقت بهار صبح بايد