محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
460
تحفه خانى ( فارسى )
و پيخته با او خلط كرده و موم دو مثقال درين روغن بنفشه گداخته مجموع نيك برهم زده بر محل وجع بايد نهاد مكررا و بر جگر از ادويه كه درو عطريت و بوى خوش داشته باشد مثل سنبل و آنچه بدين ماند طلا بايد كرد و امّا سبب ورم ضربه يا سقطه باشد علاج او آنست كه هر صباح جلاب از عنب الثعلب دو مثقال و از تخم كاسنى دو مثقال و قند هفت مثقال مجموع ادويه اول در قدرى آب بروجه مقرر به آتش ملايم طبخ كرده صافى ساخته قند آميخته نيمگرم بايد داد و غذا نخودآب و ماش مقشر و شيرهء بادام بايد اختيار كرد و تليين طبيعت بمطبوخ افتيمون بايد كرد و ضماد بر جگر از لك شسته و نخود مقشّر كوفته و ريوند چينى از هريك چهار مثقال و نيم دار موميائى دو مثقال در قدرى روغن كنجد گداخته و باقى ادويه به آن آميخته نيك خلط كرده بايد آشاميد و صاحب اين مرض و اورام جگر و سدّه آن از خوردن ميوههاى قابض مىبايد بسيار حذر كند و الّا خطر است . [ 170 ] مقاله در بيان يرقان و يرقان عبارت از زردى و صفرت فاحش در بشره و اعضاست و حدوث اين رنگ بسبب جريان خلط صفراويست به جلد بدن و حوالى و حواشى او و اين ماده در اكثر متعفن نمىباشد و حدوث يرقان يا از جهت بحران است همچنانكه از حصبها و امراض حاده كه در آن بحران مىباشد واقع مىشود و يا از جهت دفع طبيعه است و علامت او خشكى طبيعه و براز و تلخى دهن و وقوع او در روز بحران مىباشد و علاج اين نوع يرقان بسبب بحران در اكثر