محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
432
تحفه خانى ( فارسى )
اندك اما رايحه و يا طعم بد دارد كه طبيعت آن را مكروه مىدارد و ازين جهت قبول نمىكند پس بعد از وقوع متقاضى قى است و اين اخلاط موجبه يا صفراوى است و يا بلغمى است و يا سوداوى است و يا دموى است و آنكه صفراوى است علامت او تلخى دهن و خشكى آن و عطش غالب و سوزاك در معده وى اندوه و تلواسه و بيرون آمدن صفرا بقى و علاج درين مقام تنقيه معده است بقى خوردن سكنجبين و آب گرم و يا به تخم خربزه و يا بيخ خربزه جوشيده و سكنجبين و يا خوردن خربزه بر بالاى گوشت ماهى تازه و از عقب سكنجبين خوردن به آب گرم و اگر به خود آيد نيك و الّا پر مرغ در روغن كنجد چرب كرده به حلق بايد فرستاد تا قى به سهولت آيد و هرجا كه معده بقى پاك شد هر صباح جلاب از آب انار نيم ترش مقدار سه اوقيه كه بست و دو نيم مثقال باشد بايد خوردن با ده درم قند سفيد و يا شربت انار بوانيه و يا شربت غوره و يا شربت سيب ترش كه درو اندك قند باشد با شيرهء مغز بادام و گوشت مرغ و جويج آش نخود مقشر بايد و يا از تمر هندى و يا از زرك و اگر در قئ افراط شود و معده عليل را به آب بهى و يا سيب و صندل سفيد و سرخ و گلاب بايد ضماد كرد و اندكى كافور نيز بايد آميخت و ازين سفوف كه مذكور مىشود بايد اختيار كرد گل سرخ و طباشير از هريك دو درم و ريوند چينى و كهربا و عود از هريك يك مثقال سماق و زرك و دانهء انار از هريك پنج درم پوست ظاهر پسته يك درم مجموع ادويه كوفته و پيخته مقدار خوردن ازين سفوف يك مثقال و معده را به اين ادويه طلا بايد كرد مسك و اقاقيا و كفك قصير و گل سرخ و سعد و كندر از هريك پنج درم مجموع ادويه كوفته و پيخته و به آب برگ مورد تازه اگر باشد و اگر نباشد از خشك او بايد جوشيد به آب او ادويه