محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
418
تحفه خانى ( فارسى )
طبخ كرده قند مذكور آميخته نيمگرم بايد آشاميد غذا نخودآب با شيرهء مغز بادام شيرين و يا شيرهء مغز تخم معصفر و استعمال نطول بدين وجه بايد بابونه و اكليل الملك و نمام و برگ غار و شبت از هريك سه مثقال مجموع در مقدارى مناسب به آتش آهسته طبخ بايد كرد و بر تمام بدن بايد ريخت و بعد از آن بدن را بخرقه درشت بايد ماليد و بر بدن روغن سوسن و يا زيبق و يا خيرى بايد ماليد و در حمام بايد نشست تا عرق شود زيرا كه عرق موجب فتح مسام است و ازاله كثافت جلد و سبب ديگر در طلا قلت ريختن سوداست از طريق طحال بفم معده كه اوست منبه و محرك شهوت است علامت او عدم طلب غذاست و صبر برجوع اگرچه غذا در معده او هضم مىشود و دليل برين سبب آنكه هرجا كه از ترتيبها صاحبش تناول مىكند داعيه خوردن و ميل بطعام مىشود و علاج او اهتمام است بتفتيح سده از طريق طحال بعده به خوردن جلاب هر صباح از سكنجبين بزورى ده درم در آب گرم مقدارى وافى بايد اختيار كرد و غذا زيرباج است و خوردن اغذيه پاكيزه كه در سركه پرورده باشند و قئ را در قلع اين علت تاثير عظيم است و قى بمقيات مذكور سابق بايد كرد و اگر سبب حدوث بطلان و نقصان بطلان حس عصب است كه از دماغ بمعده است علامت او آنست كه احساس به خوردن چيزهاى تيز نمىكند و فواق درو حادث نمىشود زيرا كه احساس بموذى نمىكند و غشى نيز او را كم حادث مىشود و علاج او درين مقام هر صباح خوردن بادرنجبويه است سه درم و گلقند عسلى ده درم و غذا نخودآب با شيرهء مغز تخم معصفر و تنقيه دماغ بحب ايارج بايد كرد و يا بحب صبر و يا بحب قوقايا و بعد از آن تقويت معده به خوردن زنجبيل پرورده و امثال آن بايد كرد و تقويت دماغ به مثل عنبر و آنچه مقوى اوست بايد كرد .