محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
370
تحفه خانى ( فارسى )
[ 152 ] مقاله در بيان خفقان كه مرضى از امراض رديه دل است و گاه چنان مستولى مىشود كه موجب هلاكست و مراد بخفقان حركت اختلاجيست كه عارض مىشود يعنى بر بدن و از بدن دل است و سبب اين حركت يا شئ موذيست بدل مىرساند و اين موذى يا حرارت است كه بدن بواسطه بسيارى او ممتلى شده است و تمام بدن ازو متاثر شده و يقين كه اذيت در اين حين دل را بيش از جميع اعضاى ديگر است و علامت او سرخى رو و بشره است شيرينى دهن و حرارت مزاج و قلت شهوت طعام و بسيارى عرق و عظم نبض و سرعت آن و سرخى رنگ بول و غلظت آن و علاج درين صورت و تحقيق آن فصد از باسليق است اولا و يا فصد از صافن اگر چنانچه عليل را قوت و طاقت باشد آن نيز بقدرى مناسب و درين كوته تدبير بعد از ثواب تشخيص حرارت بايد كرد و الّا مخاطره است و باشربه موافقه مسكنه حرارت خون رجوع بايد كرد به مثل شربت سكنجبين ساده ده درم و گلاب ده درم و يا شربت سيب ده درم و يا شربت ريواج و يا شربت ترنج از هركدام كه موجود شود ده درم و خوردن روعى كه روغن ازو گرفته باشند و احيانا خوردن قرص كافور مقدار دو دانگ درين شربتها كه مذكور شد و غذا آش زرك كه درو اندك نخود باشد و يا آشى كه از ترشى ترنج پزند و يا آش سركه كه در اين گوشت مرغ باشد و يا گوشت بزغاله و اگر سبب امتلاى بدن از صفرا باشد علامت آن سوزاك و بسيارى عطش و زود از چيزها متاثر شدن و سرعت نبض و تواتر آن و تلخى دهن و خشكى آن و زردى رو و بشره و زردى رنگ بول و ناريت آن و علاج او علاج دمويست مگر غير فصد و جانب ترطيب با وجود تبريد