محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

363

تحفه خانى ( فارسى )

كه از سه درم تخم كشيده باشد در چهار قاشق آب و ده درم قند و يا آب انار شيرين و ده درم ترنجبين صافى و غذا آش اسفاناخ و كدوى تر و ماش مقشر و ورق خبازى و يا دوغ يا باجهء بزغاله مهرّا . [ 151 ] مقاله در بيان امراض قلب و مراد بقلب دل است و ببايد دانست كه دل رئيس‌ترين و شريف‌ترين عضو ساير اعضاى رئيسه است كه در بدن انسانست زيرا كه تكون و تولد روح حيوانى كه مبداء و موقوف عليه حيوانست دروست و ديگر نفس ناطقه كه مدير و متصرف است در بدن اول متعلق است بروح حيوانى و آخر منفصل است از روح حيوانى زمان انقطاع حيات پس او مطيع نفس ناطقه است در مدت حيات كه او اشرف موجوداتست در بدن كه متصف بصفات كمال حقيقتا اوست و نيل درجات انسان بسبب اوست پس دل محل تكون روح باشد شريف‌تر و رئيس‌تر باشد از جميع اعضاى ديگر و ارسطو از حكما در شان او گفته است كه هو اول عضو يتحرك من الحيوان و اخر عضو يسكن منه وقت الهلاك و بر خبير از صناعت طبابت مخفى نماند كه نفس انسانى را قوت فاعله است كه فعل انبساط و انقباض به اوست و قوت منفعله است كه عند الفرح و غضب و غم و خوف و خجالت به اين قوت منفعله است و همه اين انفعالات بر روحى است كه در قلب است و قلب را تحمل آفت و جراحت نيست و اگر واقع شود هلاك دفعتا است بخلاف ساير اعضاى ديگر با آنكه گفته‌اند كه اگر ورمى درو واقع شود نضج‌پذير نيست و جميع اين احوال او را بواسطه شرافت و رياست است و اما آنكه گفته‌اند كه معدن حرارت غريزيست دليل بر آن اينست كه