محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

357

تحفه خانى ( فارسى )

امراض ريه است و آوردن او در ميان امراض حلق وجهى ندارد مگر بملاحظه مذكور و سبب او خشونت حادث در قصبه ريه است و اين خشونت بسبب وصول دخان و يا غبار است بقصبه شش و علامت او وجود سبب و تقدم اوست و درين صورت علاج ملسا گردانيدن قصبه ريه است باشياء لعابى مثل جلّاب از بنفشه و يا شربت او و يا شربت خشخاش از هريك ده درم در قدرى آب گرم كه مناسب است و غذا ماش مقشر با شيرهء مغز بادام و اسفاناخ و يا حسو از آرد باقلى با شيرهء مغز بادام و يا بادام و اندك قند سفيد و يا اثاله از نشاسته و روغن بادام شيرين و اندك قند و اين نوع سرفه سهلست و منجر به مرض ديگر نمىشود مثل سل و ذات الجنب و ذات الريه و اما آنكه سبب او ورم شش باشد و يا ورم جگر باشد معالجه هريك در محلش مذكور خواهد شد و گاه حدوث سعال به عقب زكام مىباشد و سبب اين نزول خلط غليظ لزج است بريه و علاج او هر صباح آشاميدن جلاب از بيخ سوسن تراشيده نيم‌كوفته است سه درم و سپستان ده عدد و پرسياوشان ده درم و زوفائى خشك سه درم و قند سفيد ده درم مجموع ادويه غير از قند در مقدارى آب كه مناسب ادويه باشد بايد طبخ كرد تا به نيم آيد صافى ساخته قند مذكور آميخته بايد آشاميد و غذا ماش مقشر و شيرهء مغز بادام و اندك نخود نيز و اگر آنچه از دماغ فرومىآيد رقيق باشد و سبب در سرفه اين‌چنين خلطى باشد و علامت او آنست كه در خواب پيش مىشود و اگر اين‌چنين سرفه شود و به طول انجامد خوف حدوث سل است و علاج او خوردن جلابست هر صباح از شربت خشخاش ده درم در قدر آب گرم و غذا ماش مقشر و شيره مغز بادام و اسفاناخ در دهن نگاه داشتن ازين حب السعال كه مذكور مىگردد نشاسته و كتيرا و مغز بادام مقشر و مغز دانه بهى