محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

325

تحفه خانى ( فارسى )

وسخ بواسطه حرارت طافحه متحجر مىشود و از زمان اخراج آن در كمال صعوبت است . [ 134 ] مقاله در بيان دخول آب و هوام و حشرات در گوش و علامت دخول هوام و كرمها در گوش آنست كه گاهى در گوش حركت مىكند و گاه ساكن است و علاج آن قتل و كشتن آن كرم است بادويه قاتله و اخراج آن بادويه مخرجه مثل قنبيل و شيح و قسط و آب برگ شفتالو و امثال اينها او آنچه مخرج و قاتل كرم است و نيز بايد كه سركه از جهت دخول هوام تدبير نيكوست صبر سقوطرى در آب حل كرده در گوش چند قطره متعاقب چكانيدن و يا عصاره افسنتين چكانيدن و عصارهء برگ بحر نيز نافع است و عصارهء باقله و فوتنج و طبخ شحم حنظل و چكانيدن زهرهء بز نيز گفته‌اند . اما علامت دخول آب در گوش و آنجا متمكن شدن آن آنست كه اكثر بواسطه شناورى كردن و غوطه خوردن در آب و ريختن آب بر سر واقع مىشود و اگر اين سبب مقدم بوده باشد بتدبير آن اهتمام بايد كرد و گاه سبب دخول حمام و ريختن آب بسيار بر سر است و علاج آن حجل است و مراد بحجل آنست كه كف دست بر گوش بايد نهاد و ديگر پاى خود برداشته بالا بايد جست و اين در ميان ناس متعارف است كه بعد از غوطه خوردن در آب و بيرون آمدن از آب بتوهم دخول آب در گوش چنين مىكنند و اين را اطباء حجل ناميده اند و اين فعل موجب خروج آب از گوش است و اگر به اين تدبير بيرون نيايد بايد به آنچه چوب باديان يك سرش را به پنبه پيچيده در گوش نهاده و جانب ديگر را چرب كرده بايد درگيرانيد و همين‌كه حرارت آتش بر سر و اصل مىشود جذب آب مىكند و يا بايد كه فتيله از پنبه در گوش آغشته ساخته و اين عمل مرات و