محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
313
تحفه خانى ( فارسى )
نرود و الّا ترك اين معالجه اولى است و صاحب اين علت را سزاوار اين است كه اجتناب از آن بدارو نمايد و پرهيز از امتلا كند و حمام در جوع و خلاى معده درآيد . [ 127 ] مقاله در بيان قروح چشم سبب قروح العين مادة حادة محرقة و القروح يمكن حدوثها فى ساير الطبعات غير آن ما يخرج فى غير الملتحمة و القرنية العينية لا يظهر للحس علامة الدمع و الوجع و نحس كنحس الابرة و شدة الضربان و سبب حدوث قرحه در چشم ماده تيزست و حدوث قروح در ساير الطبقات چشم ممكن است اما آنچه از قرحه در غير ملتحمه و قرنيه و عينيه است ظاهر حسّ نيست و علامت او دمعه و چكانيدن اشك است و درد و جستن اوكانه كه سر سوزن در آن مىخلد و شدت ضربان كه مراد به آن جستن رگها و شريانات صدغين است و علاج درين مقام فصد و حجامت است و پرهيز از گوشت و شيرينيها و تنقيه دماغ و بدن بحب بنفشه و يا بحب ايارج فيقرا و خوردن جلّاب هر صباح از بيخ سوسن تراشيده نيمكوفته سه درم و بنفشه سه درم در قدرى آب كه مناسب دوا باشد طبخ كرده صافى ساخته با قدرى قند كه مناسب باشد شيرين كرده بايد خوردن غذا نخود و ماش مقشر و اين شربت و غذا وقتى كه حرارت و تپ نباشد نيك است و الّا اگر حرارت مزاج باشد و سرخى چشم و سرورى گرم باشد درين صورت جلاب از عناب ده عدد و بنفشه سه درم و قند سفيد و ترنجبين از هريك ده درم چنانچه رسم است طبخ كرده و قند و ترنجبين صافى كرده بر نهار اختيار بايد كرد و يا خمير بنفشه و ترنجبين صافى