محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

292

تحفه خانى ( فارسى )

از تصاعد بخارات مواد صفراوى نيز بدماغ و عين مىكند و اين مطلوب است و اين تليين يا بمطبوخ فواكه و يا بحبّ بنفشه و جلّاب درين مقام از عناب ده عدد و از بنفشه تر يا خشك پنج درم مجموع بطريق رسم و عادت چنان كه در مواضع مذكور شد ترتيب داده بايد آشاميد و قند درين جلّاب و ترنجبين از هريك ده درم است و غذا ماش مقشر و شيرهء مغز بادام شيرين و اسفاناخ و در ايام شدت وجع در رمد دموى و صفراوى دادن گوشت ممنوع است خصوصا كه شخص به قوت باشد مگر آنكه شخص نحيف و تركيب ضعيف داشته باشد آن زمان ثقل و تعلل بمرغ بايد كرد ساقط نگردد و اگر جانب صفرا غالب باشد به آب انارين مشحوم تسكين بايد داد و درو قدرى قند سفيد بايد آميخت و يا تمر هندى يا قند بايد اختيار كرد و ارتكاب ترشى نيز فصد بايد كرد كه مانع ديگر مثل سرفه و يا ضيق النّفس نباشد و اگر ازينها موجود باشد شربت در تبريد و ترطيب منحصر در بنفشه و نيلوفر است و اما اگر سرفه نباشد آلوى بخارى و عناب با قند ده درم و تليين طبيعت بمطبوخ هليله زرد در اول چكانيدن شير دخترك با رقيق سفيد تخم‌مرغ نافعست و مسكن وجع ضماد از صندل سفيد و گلاب و آب برگ كشنيز تر و يا كشنيز با جرم او و حضض كه نوعى از ماميثاست و اقاقيا و ماميثا و غذا در اغذيه باردهء رطبه و مثل ناردان و آش با قند و شيرهء مغز بادام شيرين زيرا كه اگر ترشى بصرافت خود باشد مضر است و كحل بشياف ابيض و كافورى و افيون بايد و اگر وجع شديد باشد و خليدن زيرا كه درين صورت از تحذير حاره نيست و تحذير نيز بحسب قانون طبى از ضعيف با قوى بحسب تدريج بايد و چكانيدن لعابات باردهء رطبه مثل لعاب بذر قطونا و دانه بهى و شير دخترك و ضماد بعصارات بارده مثل عصاره و افشردهء برگ عنب الثعلب و يا عصارهء كاهو و بقلة الحمقا و يا كشنيز تر