محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
257
تحفه خانى ( فارسى )
[ 104 ] مقاله در بيان نسيان و مرض نسيان را كه مراد به آن فراموش كاريست اطبا چنين تعريف كردهاند كه فساد ذكر است يا فساد فكر يا تخيل و بعضى ديگر در تعريف او چنين گفتهاند كه نقصان ذكرست يا بطلان او و يا نقصان فكرست و يا بطلان او و اين مقام مقتضى مزيد تحقق است و در كتب اين فن بسط اين مقام كما ينبغى نيست و بالجمله آنچه درين مقام آوردهاند اينست كه نقصان ذكرست به اين معنى كه در قوت حافظه نقصانى واقع شده كه چيزها بروجه كمال و تمام در ياد نمانده به اين معنى كه بعضى را ياد دارد و بعضى را ياد ندارد از آنچه در ماضى و حال برو مىگذرد و يا ماضى را ياد آورد وقتى و حال را متذكر نيست و اين نقصان و فساد ذكر است و اين به اين طريق است كه محل اين قوت خللى و ضعفى يافته است و يا آنكه هيچ چيز از ماضى و حال ياد ندارد و اين بطلان ذكرست و نقصان فكر آنست كه مقدمات از براى اداى خود مقصود خود كما ينبغى ترتيب نمىتواند كرد و بطلان فكر آنكه اصلا قادر بر ترتيب دو مقدمه كه اداى مقصود كند نيست و طبيب متدرب را عنايت مصروف بمداواى محل حافظه و معالجه آن مىبايد كه باشد و سبب آفت نسيان بيشتر از ( ارتباك ) و جنگ درهم زدن و اختلاط بلغم غليظ است باجزاى دماغ و ترطيب آن دماغ را مجاوز از حد اعتدال و اين مانع است از قبول ما ينطبع فيه و اين را تمثيل بمشمعه كردهاند كه گداخته باشد زيرا كه درين حين هريك از نقوش و اشكال را قبول نمىكند و درو منطبع نمىشود پس اعتدال محل قوت حافظه در رطوبت و يبوست ضروريست پس معالج متدرب را تدبير اين بايد كرد و علامت اين مرض