محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
237
تحفه خانى ( فارسى )
دموى يا صفراوى عارض شود نجات و خلاص ازين مشكل است و بقراط گفته است كه سرسام در جميع اجناسش قتال است و نيز گفته كه سرسام عارض كسانى مىشود كه مزمن خمر باشند و حلاوى بسيار خورند و گوشت را مداوم و ملازم باشند و در آفتاب بسيار تردد كنند و پيش آتش بسيار نشينند و اگر در حميات حاره عليل نفرت از روشنائى كند و درد سر باشد علامت حدوث سرسام است و اما اگر سبب سرسام خلظى سوداوى يا بلغمى باشد و علامت سوداوى گفتن هذيان است و خوف و گريستن و بىخوابى و زوال عقل و خشكى مناخر و لهاة و هميشه بازماندن و كشودن چشم و مبهوت شدن و حصول تغير عظيم در مريض و خفت سر و حصول ضعف صفر و بطو و اختلاف و صلابت در نبض و سواد و غلظ در قاروره و اين نوع از سرسام اشده است از روى آفت و خلاصى . و علاج درين مقام اسهال طبعت است بحقنه و حبوب مسهله منقيه مر سودا و آشاميدن ماء الشعير و ترنجبين و جلاب از بنفشه و بيخ سوسن تراشيده نيمكوفته از هريك سه درم و از قند سفيد ده درم و غذا ماء الشعير و نخود مقشر و شير تخم خشخاش زيرا كه مراد باستعمال خشخاش درين مرض حصول خواب است و تحذير حس از افكار رديه مشوشه و بعد از ظهور نضج در قاروره اسهال طبيعت بمطبوخ كه بدين صفت است سنامكّى هفت درم بيخ سوسن موصوف سه درم و بنفشه خشك و نيلوفر و تخم كاسنى و تخم كشوث از هريك سه درم و مويز سرخ شيرين پاك كرده از دانه ده درم و پرسياوشان و اسطوخودوس و بسفايج از هريك چهار درم و گل سرخ تازه يا خشك پنج درم بادرنجبويه دو درم مجموع ادويه در سه رطل آب به آتش ملايم طبخ بايد كرد تا يك رطل و نيم بماند از كرپاس گذرانيده هفت مثقال