محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
233
تحفه خانى ( فارسى )
صورت تبعيد ماده است از دماغ اگرچه بفصد باشد و حفظ سر از غبار و آفتاب تا موجب غلبه عطسه نشود چه عطسه درين مرض مضر است و ضماد سر بموم روغن كه از روغن گل و روغن بنفشه و بادام و اندك كتيرا درو كرده باشند بايد كرد و گاهى سدر بوقت صداع بارد يا حار حادث مىشود اگرچه سبيل ندرتست و اين از جهت شدت وجع است در حجب دماغ و علاج درين مقام علاج صداع حار و بارد مذكور است . [ 99 ] مقاله در بيان سرسام و سرسام ورمى است در دماغ و يا در حجب دماغ و اين ورم از دم و صفراست همچنانچه قول اصح اطبا است و اگر از دم باشد علامت آن خنده و خشونت زبان و صداع و گفتن هذيان و سرخى بسيار در چشم و رو و عظم نبض و سرخى قاروره و غلظت و خشونت آن و خون بينى اندك و كراهت روشنائى و تپ تيز مطبقه و گرانى سر و علاج فصد از قيفال است و اخراج خون به قدر قوت و طاقت و اگر چنانچه ضعف باشد و مريض متحمل فصد نباشد حيله در اخراج خون بطريق ديگر بايد كرد از مواضع ديگر مثل ماليدن بينى تا خون بيرون آيد و تليين طبيعت بمطبوخ فواكه و نقيع زردآلوى خشك و شربت آلو و آشاميدن جلّاب هر صباح از عناب و آلوى بخارى از هريك بست عدد و تمر هندى و قند سفيد و ترنجبين از هريك ده درم و غذا آب جو كشك كرده جوشيده يا بنفشه و نيلوفر و عناب سپستان و خشخاش و اين شربت در صورتيست كه سرفه نباشد و اگر سرفه باشد جلّاب از بنفشه و نيلوفر و تخم كاسنى از هريك سه درم و سپستان بست عدد در قدرى آب كه مناسب باشد بجوشند تا نيم بماند