محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

213

تحفه خانى ( فارسى )

يك مقدار و نيم آن درمنه است يا دو درم مجموع بقدرى آب و روغن زيت و اگر زيت موجود نشود بدل او روغن كنجد بايد كرد و جوشيد يا بيخ نرم شود و به آب صافى آن نطول سر بايد كرد و ثقل را نيك كوفته بر سر ضماد بايد كرد . صفت حبّ اصطيخون كبير صفت حب اصطيخون كبير كه درين مقام مستعمل است و مخرج خلط بلغم و منقى دماغ از خلط فاسد آخر او تركيب آن پوست هليله كابلى شش درم كه چهار مثقال است آمله منقى از دانه و افسنتين و غاريقون از پرويزن موى گذارنيده از هريك سه درم آسارون انيسون كه باديان رومى است و تخم كرفش از هر يك دو درم تربد سفيد مجوف تراشيده بروغن بادام شيرين چرب كرده هفت درم افتيمون پنج درم ايارج فيقرا هفت درم قرنفل يك درم و سقمونيا كه محموده است سه درم كه دو مثقال مىشود مجموع كوفته و پيخته بجلاب يا بعسل خمير كرده حبّها بايد ساخت و مقدار خوردن از حب و تركيب بوقت حاجت بعد از پرهيز و جلاب چند روزه يك مثقال است و اگر ماده صداع سوداوى باشد سبب او امتلاى عروق سرست از سودا و علامت اين سبب خشكى و لاغرى بدن است و كبودى روى و ميل بسواد جميع بشره و اعضا و سواد لون قاروره و كبودى آن و بول كه سبزى زند و بموجب غلبه شهوت كاذبه غذا باشد شده و افكار رديه و خفت وجع و عدم سوزش و عطش و رقت نبض و بطؤ او و گاهى در صداع سوداوى قاروره سفيد مىباشد و رقيق اين علامت ردى است و نيك نيست همچنانچه در صداع صفراوى و تپ صفراوى بياض و رقت قاروره