محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
212
تحفه خانى ( فارسى )
ببايد تناول كرد تا وقت نيم روز صبر بايد كرد تا عمل دارو آخر شود و بعد از فراغت از عمل دارو شربت از قند ده مثقال و تخم اسبغول يك مثقال شسته در چهار قاشق آب شربت كرده بايد خورد چنان كه رسم است و غذا با همان ميان عصر و پيشين اختيار بايد كرد و بعد از اسهال بر سر صاحب صداع روغن سداب و يا روغن اقحوان و يا بابونه و يا ياسمين و يا روغن سوسن بايد ماليد و اگر به اين تدبير تنقيه حاصل نشود و صداع به حال خود باشد حبّ ايارج بايد داد و اين تركيب در قرابادين موجودست رجوع بوقت احتياج آن كتاب كرد و نطولى كه درين مقام نافع است اجزاى آن و تركيب بابونه و اكليل الملك و مرزنجوش و شبت از هريك مجموع در پنج رطل آب به آتش آهسته بايد جوشيد تا نيمه بماند و نيم گرم ازين مطبوخ بر سر صاحب صداع بارد بايد بدفعات در مقامى كه هوايش معتدل باشد ريخت و سعوطى كه نافع ازين صداع باشد اجزا و تركيب آن مر و كندر و حضض و جندبيدستر و زعفران و فلفل سفيد و سياه از هريك يك درم مشك نيم دانگ مجموع كوفته و بيخته و به آب برگ مرزنجوش خمير كرده قرصها بايد ساخت و در سايه خشك كرده بوقت احتياج يكى ازين قرصها را به آب بر سنگ ماليده نيم گرم در بينى بايد چكانيد - طلائى كه نافع از صداع بارد باشد اجزاى آن صبر سقوطرى و جندبيدستر و قسط و مر و ضمغ عربى و زعفران از هريك دو درم انزروت و كندش از هريك سه درم كه دو مثقال است مجموع ادويه كوفته و پيخته و به آب خميره كرده بر كاغذ طلا كرده بر سر بايد چسپانيد - ضمادى ديگر نافع از صداع بارد اجزاى آن بيخ قثاء الحمار تازه كه مراد بقثاء الحمار كبر مرغانست رومى و اگر موجود نشود بدل او