محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
189
تحفه خانى ( فارسى )
بايد و الا كه امتلاى خلطى نباشد به مثل اول علاج بايد كرد و اگر چنانچه عضو وارم مفرغ و مصبّ اعضاى رئيسه باشد درين صورت ترك رادع بر اينچنين ورم بايد و اصلا رادع استعمال نبايد كرد كه محل خطر است زيرا كه ماده متوجه بعضو رئيس مىشود و موجب هلاك است و هرگاه كه ورم در مقام جمع مده و قحّ باشد و خصوصا كه در مواضع رخو كه حالب و اربيه باشد درين صورت گاه ورم منفجر بذات و نفس خود مىشود و احتياج بشق و بسط ندارد بلكه احتياج گاه بمنضج نيز نيست و گاه ورم چنانست كه در اعضاى صلبه واقعست و درين صورت احتياج بمنضج و بسط و شق نيز مىشود و تمامى انضاج بادويه مىباشد كه در انها با وجود حرارت تغريه و تسديه باشد كه موجب حصر حرارت در محل ورم باشد مگر آنكه حرارت غريزى ضعيف باشد و عضو مايل به فساد شده باشد و درين حين استعمال مفتحات بايد كرد و اگر بسط و شق كنند نيش را بعمق بايد زد بعد از آن استعمال ادويه بايد كرد كه در آن تحليل و تجفيف باشد و اما معامله باورام صبيه كه تجاوز از مرتبه ابتدا كرده باشد چنين بايد كرد كه گاهى تليين او بادويه كه حرارت و سخونت و بتخفيف قليله در آن باشد بايد كرد و گاهى بادويه محلله در آن استعمال بايد كرد بنا بر خوف نحجر و معامله بحسب تدبير در اورام نفخى چنين بايد كرد كه عنايت و اهتمام مصروف بقطع ماده نفخ بايد كرد و تسخين لطيف كه موجب تحليل نفخ باشد و توسيع مسام بادويه مفتحه و تدبير اورام با قرحه مثل نمله بتبريد از غير ترطيب بايد كرد و اگرچه قرحه بر وجهى باشد كه مقتضى ترطيب باشد اما نبايد كرد زيرا كه قرحه در علاج محتاج بتجفيف و تشيف است و ترطيب مانع ازين و اما تدبير اورام باطنى به تنقيه ماده است از خلط موجب ورم اولا به فصد و بعد از آن باسهال و حذر فرمودن