محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

185

تحفه خانى ( فارسى )

هر دو كعب نافع است از جهت احتباس طمث كه خون حيض است و عرق النساء و نقرس و حجامت و جذب كه با شرط باشد يعنى به مجرد جذب اكتفا نكند و اخراج خون نيز كند و درو چند فائده است اول استفراغ از نفس ازو محموم و ديگر بقاى جوهر روح از غير استفراغ ازو ديگر ترك تعرض مر استفراغ اعضاى رئيسه را وقتى كه مراد بجذب اخراج خون باشد در حجامت كردن واجبست كه نيش را بر عميق برزنند تا جذب از غور واقع شود و اما در جذب بىشرط و بىاخراج خون و درين مقام مراد معالج انجذاب ماده است از جهت و جانب حركت ماده و گاه مرادش ابراز و اظهار ورم غاير است از تحت جلد بسطح ظاهر جلد و گاه مراد نقل ماده ورم حادث ناخس از آن عضو بعضوى كه در جوار اوست و گاه درين جذب مراد تسخين عضو است بحامل طبيعى او كه زايل شده همچنانكه در قيله از اقسام فتق است و مقصود از قيله فرود آمدن مثل روده و غيره در مجراى كيس خصيه است و برد نزول او بكيس اگر رو بمحلش بكند موجب هلاك است و گاه مراد معالج در جذب تسكين وجعست در موضع دردمند و غذاى شخص كه حجامت كرده بعد از ساعتى بايد دارد در معالجات صبيان كه در آن حجامت مىبايد كرد آنست كه حجامت ايشان در دو سالگى حجامت بىباعث قوى نكنند البته و اگر صفراوىمزاج حجامت كند غذاى او بعد از حجامت خوردن حبّ الرّمان و عرق كاسنى با قند است و يا خوردن كاهوست با سركه و حجامت كردن بر اعالى بدن موجب مانع از انصباب مواد است بجانب اسفل و اما نهادن علق به جهت جذب از غور بدنست و اقوى است و مراد بعلق مذكور شد كه زلوك است و استعمال او نافع از امراض جلد است مثل سعفه كه مراد شيربجه « 1 » است كه بر ظاهر سطح عضو مىشود بر رو و سر

--> ( 1 ) ن - شريح