محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

180

تحفه خانى ( فارسى )

اين ابطال را منكر است و ششم فصد عروق و دجانست و منفعت او در ابتداى جذام است و موجب عدم زياده شدن اين علتست بلكه موجب ابطال ازاله اين علتست و منفعت بليغ در خناق شديد دارد و نافع از ضيق النفس و ربودن ذات‌الريه و گرفتگى او را بسيار خون باشد و از علل طحال و هر دو پهلو نافع است و هفتم فصد عرق ارنبه است كه بر نوك بينى مىباشد و فصد او نافع از كلفه و كدورت رنگ رو و بشره است و از بواسير و بثورى كه در بينى مىشود و خارش او بسيار است و فصد او حمرت رو را زياده مىكند و منتشر بجميع بشره مىشود كانه كه شخص را با دشنام شده است پس مضرت او بيشتر از منفعت او باشد هشتم فصد عروق و رگيست كه بقرب نقره است و او نافع از سدريست كه خون لطيف حادث مىشود و نافع از اوجاع قديمه نيز هست كه در سر متمادى شده است نهم چهار رگست كه دو در شيب لب بالاست و دو در شيب لب پايانست و او مسمى به اين اسم شده است و بدين سبب و فصد او نافع از علت قلاعست كه مراد دميدگى دهن است و نافع از درد لثه كه گوشت بيخ دندانست و از اورام او و از بواسير و شقاقى كه در بينى و لب حادث مىشود و دهم رگى كه در شيب زبانست بر باطن ذقن و فصد او نافع از خناق است و اورام لوزتين يازدهم رگيست كه در شيب زبانست و در نفس زبان واقعست و فصد او نافع از ثقل و گرانى زبانست كه سبب خون باشد و دوازهم رگيست كه او را اطبا عنفقه مىنامند و فصد او نافع از بخر است كه بوى دهن است سيزدهم رگيست كه آن را عرق البته مىنامند و او را فصد از جهت معالجهء فم معده مىكند و چهاردهم رگيست كه بر كبد است و فصد او نافع از استسقا است اما در فصد او خطر است و حجام دانا مىبايد