محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
171
تحفه خانى ( فارسى )
اخلاط متعفنه نيست اول استعمال آب گرم كند و بعد از آن استعمال به آب سرد و اگر چنانچه چنين نيست استعمال به عكس مذكور كند . [ 84 ] مقاله در بيان تدبير فصد و مراعات قوانين او ببايد دانست كه فصد استفراغ كلّيست سبب آنكه جميع اخلاط در عروق همراه خونست و بوقت اخراج آن از همه به قدر حاجت طبيعى بيرون مىفرستد اما فصد در صورتى كه تزايد اخلاط بروجه طبيعى باشد يعنى در بدن پيشتر از جميع اخلاط خونست و بوقت تزايد اخلاط خون پيشتر از اخلاط ديگر زياده مىشود و بعد از آن بلغم و بعد از آن صفرا و بعد از آن سودا اگر چنانچه سبب زيادتى برين وجه و كيفيت است و معالج اين معنى از شخص ادراك كرده بوقت ضرورت در اخراج تقديم خون مىكند و فصد مىفرمايد و بعد از آن اخراجى هر خلطى كه در بدن ما سواى خونست مىكند بمسهل و يا قئ و يا حقنه اما فصد متعين است در اخراج خون و بقيه اخلاط بطريق مذكوره و فصد يكى از دو شخص را واجبست اول آنكه شخص بواسطه بسيارى خون كه دروست مهيا شده است از براى حدوث امراض دموى پس پيش از حدوث فصد بايد كرد كه درين بليه و آفت واقع نشود و ثانى شخص كه بالفعل مبتلا بامراض دموى شده باشد و يا آنكه او را عادت حدوث امراض دموى در بعضى اوقات بوده باشد مثل آنكه در بهار شخصى مبتلا بحصبه و يا خراج و دماميل مىشود پس او را بوقت آن فصد پيش از وقوع اين حرارت فصد بايد كرد و گاه باعث بر فصد وقوع سقطه و ضربه است بملاحظه آنكه خون منصب به محل و موضع آفت نشود و موجب زيادتى الم و وجع نگردد و همچنين است كه اگر شخص كاور مىباشد