محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
163
تحفه خانى ( فارسى )
اين قانون پيشتر بايد كرد و از قوانين مرعيه اين صناعت اينست كه طبيعت را در امراض خفيف جزئيه عادت بمسهل نبايد فرمود و تا طبيعه در معاوضه بامراض قليل بىمعاونت دواى عاجز باشد و ديگر ايراد ادويه مسهله هميشه بواسطهء آنكه در اكثر ادويه مسهل قوت جاذبه هميشه « 1 » هست كه به آن قوت اخراج مواد مىكند و چون ايراد دوائى مسهل بر بدن مترادف و متعاقب شود هرآئينه از قوت و كيفيت همى « 2 » بدن متاثر شود و اين بتدريج احداث كيفيات و امراض ردّيه مىكند و ديگر اكثر چنين است كه در معدهها قوت بيشتر نيست موجب ضعف و خرابى مىشود و ازين جهت است كه حكماء گفتهاند كه الدواء كالصابون ينقى و ينكى يعنى داروى مسهل حكم صابون دارد همچنانكه صابون جامه را پاك مىسازد اما كهنه مىسازد دوائى مسهل اگرچه بدن را پاك مىسازد اما موجب بعضى امراض است اگر بتكرار واقع شود . [ 77 ] مقاله در بيان علامت وقت قطع عمل داروى مسهل اشتداد غلبه خواب و عطش است بعد از اسهال تام وقتى كه سبب حرارت معده و يبوست سابق بر داروى مسهل نبوده باشد و يا سبب حدث و حرارت ادويهء مسهله نيز نبوده باشد بلكه همين رقيق و رطوبات و اخلاط از بدن سبب استراحت و خواب و شدت عطش باشد اين دليل قطع عمل داروست . [ 78 ] « مقاله در بيان تدبير قطع اسهال داروى مسهل » اگر اسهال بافراط انجامد بستن هر دو بازو و يا از پيش ران خوردن فلونيا
--> ( 1 ) ن - سميه ( 2 ) ن - سمى