محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
157
تحفه خانى ( فارسى )
و اخلاط و رطوبات موذيه را بتحليل مىبرد و گاه استفراغ بفصد يا باسهال بر سبيل انتظار « 1 » مىباشد يعنى چون كسى را در بعضى اوقات معينه مرض عادتا طارى مىشود مثل آنكه عادت شخص است كه هربار درد چشم مىشود و يا وضع مفاصل پيش از حدوث اين امراض تنقيد مواد موجب مرض را بفصد و يا دواى مسهل اخراج مىكند تا درين امراض نيفتد و مراد باستظهار اين معنيست و گاه مريض و معالج محتاج مىشود بدوائى كه مجانس خلط مستفرغست و موافقت او در كيفيت پس واجبست كه دوائى با او خلط كنند كه مخالف در كيفيت باشد و موافق در اسهال مثالش سقمونيا است كه به فارسى محموده مىنامند و موافق صفراست از خلط زيرا كه مزاج و طبع صفراء حار يابس است و مزاج محموده نيز همين است و مسهل صفراست پس ظاهرا علاج بضد نباشد و اين خلاف قانون است پس طبيب بايد با محموده از ادويه بارده كه بضد مزاج صفراست بياميزد مثل هليلهء زرد و يا شيرخشت كه در كيفيت مخالف صفراست زيرا كه بارد است و اسهال موافق زيرا كه هركدام ازينها مسهل صفراست و بقراط گفته است كه هركه لاغر و خشك است و سهل الاجابه بقئ است اولى در تنقيه او آنست كه بقى و ادويه معينه واقع شود و مناسب بقى از فصول اربعه بهار و تيرماه است و تابستان اگر ضرورت افتد اما قى در زمستان مخاطره است خصوصا كه ضيق الصدر باشد و صاحب ضيق النفس و سرفه را در همه اوقات خطر است و استعمال اسهال در اشخاصى مناسب است اگر معتدل السحنه باشد و اين هر دو تدبير به نسبت كسانى را كه هميشه خلط ايشان نازل از فوق به تحت باشد بعضى اصحاب اسهال و زلق امعا تنقيه ايشان بمسهلات محال است و بسيار است كه مقئ در بعضى معده
--> ( 1 ) ن - استظهار