محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

154

تحفه خانى ( فارسى )

ماده است بجانب عضو و كافيست و مقرر است كه در هر جذب استفراغ لازم نيست و بسيار است كه محجمه بايد نهاد و جذب كرد و شرط ما كه مراد به آن شگافتن و نيش زدن بر اخراج ماده كردنست شرط نيست و هر استفراغ كه بافراط انجامد مورث و موجب نيست و هركس را كه معتاد بعلتى بوده باشد و او را قطع استفراغ شود و آن علت هرآئينه تقويت يابد و اگر استفراغ معاودت كند موجب خلاصى و برأت از آن علت باشد و يكى از قانون در استفراغ اينست كه هركس را كه قوتش قوى و بسيار نباشد و در بدن او اخلاط كثيره ردّيه باشد و جنبد و يا با خوف شديد الاخلاط يا اخلاط ديگر باشد در چنين ماده استفراغ دفعه واحده ميسّر نيست و استفراغ اين‌چنين شخص قليل قليل بدفعات كثيره بايد كرد و الّا خطر و موجب هلاك است و ببايد دانست كه جذب اسهال مواد را از فوقست و خلع او از تحت و اسفل و اسهال موافق است مر جذب موافق و مخالف را و هرگاه كه مواد از تحت باشد اسهال مواد را جذب بخلاف جهت خود مىكند و قطع مواد نيز از آن جهت مىكند و قى مواد از سافل خلع نمىكند مگر بطريق جذب و فعل فصد هم بجذب و هم بقلع برحسب اختلاف مواضعها . [ 75 ] « مقاله در بيان قوانين شركت ميان قى و اسهال و فصد » و ببايد دانست كه هركس كوشش در اكل تناول اغذيه جيده كرده است و او را قوت هاضمه قويست و غذا بروجه احسن مىگذراند او را آنچه فهم و ضرورى از رياضت است كافيست مثل مالندگى و دخول حمام و بعد از آن اگر بدن ممتلى شود اكثر آن از بهترين اخلاط است كه آن خون است و اگر