محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

148

تحفه خانى ( فارسى )

از مواد بسبب مذكور و قسم ثانى كه از هيئت عضو است سبب شدت او مر قرحه را قوت عضو واقعست و ضعف عضو قابل و اين قوت و ضعف مرين عضو را يا خلقيست مثل جلد و معاطف و مصابّ اعضاى رئيسه مثل پس گوش و شيب بغل و خم ران چه هريك ازينها مصبّ عضويست و اعضاى رئيسه زيرا كه پس گوش مصبّ دماغ است و شيب بغل مصب دل است و خم ران مصب جگر است و مراد بمصب آنست كه هرگاه كه ماده موذى متوجه هركدام ازين اعضاى رئيسه مذكور شود طبيعت باذن خالق تعالى دفعا للشر و استخلاصا من الهلاك او ماده موذى را به آن مصب و مفرغ كه مخصوص آن عضو است مىفرستد و مراد بعضو رئيس آنست كه مبدأ و اصلست يعنى موقوف عليه حياتست چه بانتفاى هريك ازين اعضاى مذكوره حيات مسلوبست زيرا كه كسى را كه دل و يا دماغ و يا جگر نباشد البته حيات نخواهد داشت و ببايد دانست كه از قوانين كليه صناعت اطبا اينست كه هرجا كه ذكاء حس عضو بشدت باشد هرآئينه از آفات و آلام آن عضو زود متاثر مىشود و اين صفت او را بليه است تدبير صواب درين مقام تبليد حس عضو است بعد از دواى كه مغلظ خون باشد مثل هريسه و اگر تبريد قوى مخافت نباشد تناول خس كه كاهست نافع است و از جمله معالجات پسنديده قويه است نزد ارباب اين صناعت بسيارى از امراض قرح و لقاى ماء توس از اعياست و اين تدبير مقوى قواى طبيعه و حيوانيه و نفسانيه است و قريب باينست از معالجات انتقال از بلد ببلد و از هوا بهواى ديگر عام تركه هواى بلد واحد باشد و بانتقال در هوا از بلد ببلد ديگر باشد و اگر مقصود در انتقالات استفاده هواست همچنانچه متبادر است انتقال از هوا به هوا مغنيست