محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

136

تحفه خانى ( فارسى )

[ 58 ] مقاله در بيان اسباب احتباس و استفراغ كه هريك ازين دو در وقتى مىبايد و در وقتى نمىبايد زيرا كه خالى ازين نيست كه مزاج و بدن صحيح است يا سقيم و اگر صحيح حفظ صحت حاصله ضرورى است و اگر سقيم استرداد صحت زايله اسلم « 1 » و اولى است پس بهر تقدير احتباس در وقتى و استفراغ در وقتى بايد و سبب احتباس شدت ماسكه است يا ضعف هاضمه يا ضعف دافعه است و يا ضيق مجاريست بنا بر عدم ارخا و سده واقع در مجارى ازين قبيل است و يا غلظ ماده است و يا كثرت ماده است و يا لزوجت اوست و يا فقدان احساس است بنا بر عدم انصباب مبينه كه صفراست بر تبرز و قيام به قضاى حاجت و سبب اين فقدان مىتواند كه وقوع سدّه در مجراى مراره باشد كه مانع از وصول مبينه است كه آن صفرا است و يا انصراف طبيعت است به جهت ديگر همچنانچه در استفراغات بحرانات مىباشد و سبب استفراغ آنچه در شان او احتباس است قوت دافعه است زيرا كه اگر ضعيف مىبود موجب امساك مىشد و يا ضعف ماسكه است چه قادر بر امساك نيست و يا اذيت ماده است بثقل و موجب ثقل يا كثرت اوست و يا غلظ جوهر اوست و كثافت او يا بسبب لذع است و موجب لذع و حدّت اوست و يا بتمديد ماده است و تمديد او بسبب ريح است و يا بسبب رقّت اوست و بر رقت اوسعه مجارى اعانت مىكند در تمديد زيرا كه هرگاه ماده رقيق باشد و مجراى واسع بيش ازو در مجارى مىرود و كثرت او موجب تمديد است و يا اين را بسبب تفرق اتصال است و اگر اعتبار تركيب

--> ( 1 ) ن - اهم