محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

125

تحفه خانى ( فارسى )

رطب ملين جلد و مرطب بدنست و هواى يابس بضد اين هواى كدر موحش نفس است و مراد بكدورت آنست كه ادخنه و ابخره كشف مخالطه او باشد و فصل ربيع كه بهار است درو ثوران و طغيان اخلاط بدنست و اين ثوران موجب حدوث امراض ماديست زيرا كه هواى ربيع موجب سيلان مواد منجمد است كه شتا احداث جمود او كرده بود و مختلفست امراض بسبب اختلاف مواد فصل زمستان مورث امراض بلغميست و على هذا القياس زيرا كه در هر فصل بسيارى از امراضيست كه مناسب آن فصلست چنانچه شمه پيشترك گذشت و سر فصول در احداث امراض خريف است كه تيره‌ماه مىنامند و استحاله هوا يا بحسب كيفيت مىباشد به اين طريق كه يا گرم مىشود و يا سرد و يا استحاله در جواهر هوا مىشود و آن بطريق است كه متعفن مىشود و يا فاسد مىشود و اين تغير را در هوا باصطلاح اطبا و با مىنامند و اين تعفن كه عارض مىشود هوا را شبيه بتعفن است و مثل اين در هوا معفن اخلاط و مضعف قلبست و مفسد او زيرا كه اقرب بقلب است از روى وصول از ساير اعضاى باطنى زيرا كه هواى متعفن از راه نفس بالفعل به او و اصل مىشود . [ 50 ] مقاله در بيان اختلاف هوا باختلاف بلدان ببايد دانست كه حال هوا مختلف مىشود باعتبار بلدان بواسطه امور ارضى و آنچه ارضيست شش است يكى ازين بعد بلد است از خط استوا و يا اقرب اوست به خط استوا و اين را عرض بلد مىنامند دهر بلدى كه مقارب مدار راس سرطانست در شمال و يا مقارب مدار راس جديست در جنوب آن بلد اسخن بلد است بحسب ضيق از آن بلاد كه بعيد است ازو به خط استوا و ببايد دانست كه بقعه كه موضوع بر خط استوا است اعدل بقاعست بحسب اين اعتبار بمذهب اصح زيرا كه اعدل امزجه مزاج سكان