محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

120

تحفه خانى ( فارسى )

همچنانكه مذهب قوميست و يا بواسطه سوى مزاجيست همچنانكه مذهب جمعيست از اطبا و اما امراض مركبه امراضى را گويند كه حصول ايشان به اجتماع امراض ديگر باشد مثل اورام و بثور كه مركبند از سوى مزاج مادى و تفرق اتصال و زيادتى مقدار . [ 47 ] مقاله در بيان قسيم اورام بحسب مواد و اين شش قسم است اخلاط اربعه كه ماده ذو قوام است و ريح و مائيه غير ذو قوام است و ببايد دانست كه آنچه متولد شود از خلط حار بالذات يا دمويست و يا صفراويست و يا مركب از هر دو همچنانكه متولد از خلط بارد بالطبع و يا بلغميست و يا سوداوى و يا مركب از هر دو و ببايد نيز دانست كه خلط بارد بالطبع گاهى موجب تسخين بالعرض مىشود و ورم دموى محض را فلغمونى مىنامند و صفراوى محض را حمره مىنامند و مركب از هر ده را باسم مركب يعنى فلعمونى حمره يا حمره فلعمونى و در اسم تقديم خلط غالب بر مغلوب مىكنند يعنى اگر دمويت غالب باشد در ورم اسمش آنكه مقدم ذكر يافت و اگر صفراويت غالبست آنچه موخر مذكور شد و اگر در ورم مدّه كه عبارت از ريمست واقع باشد آن را خراج مىنامند و اگر خراج عارض لحم رخو شود مثل غسبق و شيب فلل و خم ران كه اين مذكورات مصاب اعضاى رئيسه است زيرا كه ماده متوجه بقلب را دفع بجانب ابط كه شيب بغلست مىكند و ماده كه متوجه بجانب دماغست نه پس گوش دفع مىكند پس اينها مصاب اعضاى رئيسه باشند و درين ماده خراجى اگر كيفيت سمى كه سرايت بقلب كرده باشد آن را طاعون مىنامند نعوذ باللّه من شره و من شر ما خلق و ماده بلغمى كه موجب ورم باشد دو قسم است يكى ورم رقو و او را اوزيما مىنامند بعبارت يونانى و سلع لين كه او نيز ماده بلغميست و فرق ميان اين ذوبانست