محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
112
تحفه خانى ( فارسى )
مرض كه طبيب صلاح در اختيار آن داند و آن نيز قدرى صالح بملاحظه علاج خواهد بود همچنانچه دارچينى و زنجبيل در غذاى مفلوج و مرتعش و غذا بىشهوت بايد خوردن زيرا كه از آن بدن را كوفتى حاصل مىشود و دفع شهوت شديده نبايد كرد زيرا كه بوقت حصول شهوت غذا بالفعل بايد خوردن زيرا كه اگر تاخير شود ياس طبيعت است از مطلوب او و اين موجب مرض است و ادخال طعام بر طعام اول كه هضم نيافته باشد رديست و اطاله زمان خوردن نيز رديست و اين در ردأت فرودتر از ادخال است زيرا كه در اوّل موجب فساد غذاى اول است و در اطاله اختلاف هضوم است و تكثير الوان و انواع اغذيه موجب تحير طبيعت است و ترك خوردن غذا بيش و حصول شبح بايد كرد كه اگر ديگر مهمات لحظه مرتكب شود به مقدار اول تواند خورد و مداومت و ملاومت پرهيز موجب هزال و نحافت بدنست بلكه در حين صحت حكم پرهيزى در مرض دارد . [ 41 ] مقاله در بيان اسباب وجع و وجع را با وجود ظهورش تعريف چنين كردهاند كه احساس است بمنانى ازين حيثيت كه منافى است و اسباب او منحصر است در جنس يكى ازين دو تغير مزاج طبيعت است دفعتا و آن سوى مزاج مختلف اوست ثانى تفرق اتصال است و ببايد دانست كه سوى مزاج يا مختلف است و سوى مزاج مختلف آنست كه مر اعضا در جواهر خود مزاجست متمكن و بعد از آن او را مزاج غريب مضاد حادث مىشود مر آن مزاج متمكن را و قوت حساسه احساس بود و آن منافى معتاد مىكند يا متفق آنست كه مزاج ردى گاهى متمكن در جوهر عضو مىشود بحيثيتى كه مثل مزاج اصلى مىشود و ازو تضرر وجع عضو را حادث نمىشود و نيز ببايد دانست