محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
89
تحفه خانى ( فارسى )
انبساط است زمانى متحلل مىشود كه آن عبارت از سكونست و چون شخص هميشه حركت احساس كند زمان سكون برو مخفى مىماند پس چنين بايد دانست كه زمان سكون ما بين انتهاى انبساط و ابتداى انقباض است و يا گويم كه زمان سكون ما بين آخر انبساط و اوّل است نيز درستست و اگر زمان سكون كه زمان انبساط اوّل است و اوّل اوست اقصر از نبض معتدل است او را نيز متواتر مىنامند بمجاز و سبب متواتر دو چيز است اول بشدت احتياج و ثانى ضعف قوت كه وافى احداث سرعه و عظيم نيست و ثانى از جنس نبض زمان سكون تفاوتست كه او مقابل متواتر است و او را امتزاجى مىنامند و نيز متخلخل و اسباب او نيز سه است اول قوتى كامل بالغ در عظيم كه احتياجش باحداث سرعه و تواتر نيست و ثانى قلت حاجت ترويح و استنشاق و ثالث ضعف مفرط و ثالث از اقسام تسعه نبض معتدل است بين البطئ و السريع كه معنى و سبب او سبق ذكر يافت و ثالث از اجناس تسعه نبض مقدار انبساط است و بسايط و مفردات اونهست و اين بسايط معتبره بحسب قطر واحد از اقطار ثالثه است و اوّل آن طويل است و او نبضيست كه اجزاى او در طول نزد طبيب اكثر از معتدل است و سبب او سبب نبض عظيم است اگر منع مانعى باشد از استعراض و شهوق و آن مانع مثل كثافت لحم و صلابت جلد است و ثانى نبض قصير است و او مقابل طويل است و سبب او نبض صغير است كه مقابل عظيم است اگر او را مانعى از ضيق و انخفاض باشد مثل تخلخل لحم و لين جلد و ثالث معتدل در طول است و قصر و رابع عريض است و نبض عريض آنست كه ادراك اجزاى او در عرض اكثر از معتدل باشد و سبب او دو چيزست اوّل خلاى عروق ( لين ) ميل مىكند طبقه عاليه بر طبقه سافلى و ثانى شدت لين آلت نابض و خامس ضيّق است