محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

85

تحفه خانى ( فارسى )

كه حاضر بر محال غلط و مستحضر فرق باشد ميان اسباب موجبه امراض تا در علاج عند المعالجه صايب باشد زيرا كه ميان مادّه ذو قوام و غير ذو قوام عند حدوث امراض و اوجاع فرق مىبايد كرد كه متذكر باشد و بداند كه اگر وجع در بدن حادث شود و متمكن در مكان خود باشد و اين دليل خلطى از اخلاط است و اگر ماده متحرك و منتقل از مكانى بمكانى مىشود ريح است كه مادهء غير ذو قوام است و فرق ديگر بخفت و شدت وجع است زيرا كه اگر وجع خفيف است ماده از ريح است و اگر شديد و متمكن در مكان خود است از اخلاط اربعه است كه ماده ذو قوام است [ 30 ] مقاله در بيان علامات اورام و اورام دو قسم است يا درم در ظاهر اعضاست و اين محسوس است و يا در باطن اعضاست و اين محتاج بتامل صادق و حدث صايب است و استدلال از كيفيات بدنست چه علامت آنست كه اگر ورم حار است دليل او حمى لازم است و اگر موضع و محل ورم عديم الحس است يعنى عصباتى نيست و غشائى كه احساس بالم و وجع مىكند و كثير است دليل و علامت او ثقل است و اگر چنانچه محل و موضع وجع ورم در حس است دليل او وجع و الم ( ناقص ) است و سوزاك قوى و اگر در ثقل عضو ورم آفتى لاحق شده است دليل او انتفاع آن عضو است و اما علامات كليه سوء المزاج ورم بارد باطنى را بيان معرفت آن عسرتى دارد اولى حواله اولى بمباحث عمليست در امراض جزئيه بقول جزئ بحسب عضو عضو ان شاء اللّه تعالى خواهد مبيّن شد و اينجا بر سبيل اجمال مذكور مىگردد مثلا اگر صاحب سوء المزاج احساس بثقل ثابت در محل ورم از غير وجع كند دلائل و علامت مادّه بارده بلغميست