محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
79
تحفه خانى ( فارسى )
عروق و معده قويست و خامس از آنچه استدلال به آن مىكند هيئت اعضاست و هرچه از اعضاى قوى و كامل است تابع حرارتست و هرچه ناقص است برودتست مثلا طول قامت و سعت صدر و امثال اينها از تاثير حرارت و فعل قوت ناميه ناشى شده است پس شخص متصف به اين اعراض حار المزاج است بخلاف ضد اين اوصاف كه دلالت بر برودت مىكند زيرا كه ضد اين از تاثير برودتست و متصف به اين اعراض بارد المزاج است و سادس دلائل كه ماخوذ است از سرعت و بطور انفعال است و سرعت در انفعال شخص و عضو از هر كيفيت كه باشد دليل غلبه آن كيفيت است در آن شخص يا دران عضو و اينجا سوالى و اشكالى متوجه مىشود زيرا كه اين مسئله با مسئله مقرره اهل اين صناعت كه شئ از ضد خود منفعل مىشود و از شبه و مثل منفعل نمىشود معارضست زيرا كه هرگاه كه انفعال از حرارت دليل غلبه حرارت باشد لازم آيد كه شئ از شبه « 1 » خود منفعل شده باشد و درين مقام جواب اينست كه آنجا كه مقرر داشتهاند كه شئ از شبه و مثل منفعل نمىشود وقتيست كه آن شئ در كم و كيف يا شبيه و مثل آنكه دو مقدار آب بارد باشد بالفعل و حار بالفعل كه در وزن برابر باشد هيچكدام در اجتماع بحسب كيفيت از يكديگر منفعل نمىشود و آب را كيفيت زايده در برودت حاصل نشده است و اما اگر آبى نيم گرم به آب گرم مزاج كنند كه هر دو در مقدار برابر باشند و در كيفيت مساوى نباشند ظاهر است كه شدت از گرم منكسر مىشود و آب نيم گرم نيز در كيفيت حرارت زياده مىشود و انفعال روشنست پس سخونت عضو بسرعت دليل حرارت مزاج باشد و خلاف اين دليل برودت مزاج و سابع دلايل ماخوذه از افعال است زيرا كه استمرار و دوام فعل عضوى از اعضاء دليل اعتدال مزاج آن
--> ( 1 ) ن - شبيه