عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

94

رساله افيونيه ( فارسى )

است و تقشّر القلب « 1 » كه پندارند كه دل را پوست مىكشند « 2 » اين همه به واسطهء آن است كه دل را به واسطهء تبريد افيون ، جمع اجزاء دست مىداد و بعد از ترك ، تفرّق حاصل مىشود اجزاى او را كه مجتمع‌اند جهت آنكه به قسر مجتمع شده بود بعد از زوال قسر به حالت اولى عود مىكند « 3 » . و رطوبات رقيقه « 4 » كه به واسطهء اجماد افيون « 5 » از سيلان ممنوع بوده باز سايل مىشود و در آن مواضع كه متفرّق شده منصب مىشود . و چون ابتداى اثر ظهور نشأه او از دل است « 6 » بعد از ( اينها ) « 7 » حالاتى كه منشأ آن ضعف دماغ است ظاهر شود اوّلا عطسهء بسيار و مىتوان گفت كه آن عطسه‌ها كه در مدّت‌هاى مديد « 8 » اعتياد نيامده در ايّام اندك ترك بلكه در چهار روز پيدا مىشود به قوّت عظيم به واسطهء رطوبات حادّ لذّاع كه افيون حدّت « 9 » و لذع آن را نشانيده و از سيلان باز ( مانده ) « 10 » در اين ايّام سيلان مىكند و از آن ، دماغ متأذّى شود و عطسه پيدا گردد هم به سبب مذكور « 11 » . امّا بىخوابى را چند سبب است يكى احتداد روح به واسطهء « 12 » احتداد رطوبات دماغ و احتداد روح ، موجب انتشار « 13 » او است در ظاهر بدن ، چنانچه در بيدارى باشد . ديگر آنكه مزاج معتاد به سوداويّت مايل است و به واسطهء يبوستى كه لازم سودا است بىخوابى لازم است « 14 »

--> ( 1 ) . ل و آ : قفسه القلب ( 2 ) . ل و آ : پوست دل را مىكنند ( 3 ) . ل و آ : بعد از ترك تفرّق حاصل اجزاى مجتمعه را جهت آنكه به قشر مجتمع شده بود بعد از زوال قشر به حال خود عود مىكند ( 4 ) . ل و آ : دقيقه ( 5 ) . ل و آ : + كه ( 6 ) . ل و آ : و چون ابتداى ظهور اثر شأه و داد از دل است ابتداى از ظهور و ضرر ترك او نيز از دل است ( 7 ) . ل و آ ( 8 ) . ل : + به ( 9 ) . ل و آ : حادّ و لذاع كه افيون جذب ( 10 ) . ل و آ ( 11 ) . ل و آ : دماغ متأذّى و بازمانده مىشود و عطسه مىآيد همه به سبب مذكور ( 12 ) . ل و آ : + آن ( 13 ) . ل و آ : ايثار ( 14 ) . ل : - بىخوابى لازم است