عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
63
رساله افيونيه ( فارسى )
چه جاى ترك ، و بدن به آن فربهى از مقاسات امراض و مداومت افيون چنان گداخت كه گردن او از باريكى به حدّى رسيد كه دايم الاوقات اگر نه سر او را مىگرفتند و نگاه مىداشتند به جانب سينه مىافتاد يا به جانب پشت يا به دوش « 1 » . و امّا دقّ شيخوخت و آن دقّ بارد يابس است ، سببش ظاهر است . 5 ) و از جمله مضرّتهاى او لاغرى بدن است و اين را سبب ، ظاهر است و در « 2 » آنچه گذشت ظاهرتر ، و مضرّت او در اين امر به حيثيّتى است كه حمل او را اين اثر است « 3 » . 6 ) و از جمله مضرّتهاى دواى مذكور ، تقليل فهم و اضعاف فكر و ساير « 4 » قواى باطنه به سبب تخدير و ابطال حس و امتلاى دماغ و اين ، از ابخرهء مكدّرهء ناشيه از ضعف هضم است و لهذا به مثل اين حكايات و شعر و آنچه در دانستن ، اعمال آن « 5 » فكر نمىبايد كرد ، ميل مىكند . 7 ) و از جمله ( مضرّتها ) « 6 » ، كندى بصر است به واسطهء تغليظ روح و تقليل آن و اصعاد ابخرهء مظلمه از معده به واسطهء اضعاف هضم . 8 ) و از آن جمله ثقل سمع است ، هم به مثل آنكه گذشت . 9 ) و از آن جمله ردائت اخلاق است ؛ جهت آنكه اخلاق آدم متغير مىشود به تغيّر مزاج دموى ، خندان و مسرور ، و سوداوى « 7 » مغموم و محزون و صفراوى ، غضبان و بلغمى ، كسلان ، و چون ردائت مزاج حاصل است ، ردائت اخلاق لازم خواهد بود . بدانكه اگر متوجّه شرح اسباب اين مضارّ شويم كلام طول تمام پيدا مىكند و موجب كلال افهام مىشود با آنكه از مطاوى ما مضى اسباب و علل ما بقى بسيار است امّا « 8 » على السبيل الاجمال ، يكيك مضرّتها را عدّ مىنماييم « 9 » . اوّل : اضعاف روح ، دوم : اضعاف دماغ ، سوم :
--> ( 1 ) . ل : - يا به جانب پشت يا به دوش ( 2 ) . ل و آ : از ؛ ابتداى جمله تا اينجا در نسخهء الف تكرار شده است . ( 3 ) . ل و آ : نيست ( 4 ) . الف : ستر ؛ ل و آ و ج : ساير ( 5 ) . الف : اعمال آن ؛ ل و آ و ج : اعمال ( 6 ) . ل و آ ( 7 ) . الف : + و ( 8 ) . الف : و ما ؛ ل و ج : اما ( 9 ) . نسخه ل و آ شماره ندارد .