عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

41

رساله افيونيه ( فارسى )

بسيار ضعيف مىشود پس خازن اين دوا مىبايد كه خزينهء او را در رقّت و غلظ چنان نسازد كه در او ، آب و باد اثر تواند كرد « 1 » و گاهى او را نرم ، و گاهى صلب سازد ، بلكه مىبايد كه خشك او مقدارى ثخين باشد كه امور غريبه در او تأثير نكند و از مصادمات ريخته نشود ، بلكه در جايى باشد كه به او مصادمت چيزى واقع نشود « 2 » و در تسخين و تبريد خارج ( از طبع ) « 3 » از اقوى ( اسباب ) « 4 » انحلال تركيب است . از اين ، ملاحظه بتوان « 5 » كرد كه حجر يشب با وجود استحكام تركيب ، هرگاه مكرّر سخت گرم كنند « 6 » ، پس در آب اندازند ، به اندك زمانى چنان مىشود كه به سهولت تمام سوده مىشود . مسأله در بيان كيفيّت استعمال در تراكيب و اكحال اگر خواهند كه در ادويهء عين « 7 » و اكحال استعمال نمايند ، ديسقوريدوس گفته كه در « 8 » سفال پاره‌اى بنهند و به آتش بگذارند چندانكه نرم شود و به سرخى كه « 9 » به حمرت ياقوت است مايل شود ، بعد از آن بردارند و نگاه دارند . و شيخ الرّئيس گويد : افيون را بر آهن بريان كنند تا سرخ شود و بعد از اين « 10 » گفته كه بعضى مردم ، او را چنان استعمال مىكنند كه بر خزفه بريان « 11 » كنند چندانكه نرم شود و رنگ او به سرخى مايل شود پس ، از غايلهء او ايمن « 12 » شوند و مضرّت كم شود .

--> ( 1 ) . ل و آ : پس خازن اين دوا مىبايد كه او را در دقّت و صغر چنان نسازد كه آب و هواى خارجى در او تأثير كند ( 2 ) . ل و آ : كه امور غريبه در او تأثير و از مصادمات چيزى بر او واقع نشود ( 3 ) . ل و آ ( 4 ) . ل و آ ( 5 ) . ل و آ : نتوان ( 6 ) . ل و آ : در آتش ( 7 ) . ل و آ : غشى ( 8 ) . ل و آ : + خزف يعنى ( 9 ) . ل و آ : + نزديك ( 10 ) . ل و آ : بغدادى ( 11 ) . ل و آ : برشته ( 12 ) . ل و آ : آمن