عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

36

رساله افيونيه ( فارسى )

جدوار صحيح مىگيرد و به مرغ اگر مىدهند ، نمىكشد مردم خيال مىكنند كه جدوار صحيح است و حال آنكه مجرّد خيالى بيش نيست . القصّه در همه چيز مثل اين غش‌ّها شايع است خاصّه افيون كه از غش‌ّها ، طعم و رنگ او متغيّر نمىشود و از قوّت غالبه كه دارد ضعفى كه از امتزاج پيدا شود ، محسوس نمىشود و اگر شود « 1 » ، كم محسوس شود و آسانتر غش‌ّها است « 2 » . از اين جهت نا مغشوش او « 3 » كمياب است و ما آنچه در كتب ، در معرفت مغشوش و خالص او « 4 » نوشته‌اند بياوريم ، اميد كه از دانستن تمام آنها يا بعضى ، تميز « 5 » حاصل شود . و اللّه الهادى الى سواء السبيل . ديسقوريدوس آورده است كه افيون « 6 » صمغ خشخاش است و بهترين وى ، آن است كه كثيف و رزين و برهم نشسته باشد « 7 » ، و پوچ و بىوزن نباشد ، و بوى او خواب آورد ، و طعم او تلخ بود ، و در آب آسان گدازد و املس باشد يعنى بعد از آنكه در آب گداخته باشد « 8 » و نرم شده ، به غايت اجزاى او نرم و هموار باشد و خشن و دانه‌دانه نباشد ؛ زيرا كه آن ، علامت غشّ است ، و جهت آنكه غشّ جوهر غريب است و مخالطت تامّ با ساير اجزاء ندارد جهت آن ، اكثر « 9 » ناهموار و دانه‌دانه نمايد . بغدادى به همين علامت اكتفا نموده . و از جمله علامات افيون خوب ، آن است كه [ اگر ] در آفتاب بنهند بگدازد ، و هرگاه به چراغ دارند روشن شود و افروخته گردد و شعلهء او تيره نباشد ، و هرگاه منطفى سازند ، بوى آن قوى باشد . و گفته‌اند كه غشّ او به آن است كه به شياف ماميثا مخلوط سازند ، و با « 10 » عصارهء خس برّى ، و با « 11 » صمغ ، و نشاسته « 12 » .

--> ( 1 ) . ل و آ : - محسوس نمىشود و اگر شود ( 2 ) . ل و آ : + غش او ( 3 ) . ل و آ : + بسى ( 4 ) . ل و آ : در غش و معرفت خالص ( 5 ) . ل و آ : + صحيح از فاسد ( 6 ) . ل و آ : + كه ( 7 ) . ل و آ : رزين باشد يعنى اجزاى او برهم نشسته باشد ( 8 ) . ل و آ : بعد از آنكه در آب نرم شده باشد ( 9 ) . ل و آ : به واسطهء اين اكثر آن است كه ( 10 ) . ل و آ : يا ( 11 ) . ل و آ : يا ( 12 ) . ل و آ : - نشاسته