عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
33
رساله افيونيه ( فارسى )
5 ) و سبب آنكه به انگشت بردارند آن است كه مثل كارد از جرم او « 1 » مىخراشد و اجزاى مكروههء آن قشر داخل مىشود « 2 » . 6 ) و در صدف جمع كردن به واسطهء آن است كه صدف تمام لبن را باز مىدهد و چيزى در او نفوذ نمىكند « 3 » به خلاف خزف و خشب « 4 » و برگ و غير آن . 7 ) و سبب آنكه روز اوّل برآرند ، و روز دوم نيز گاهگاه « 5 » بر مىتوان داشت ، آن است كه لبن مذكور ، از موضع مذكور يعنى موضع شرط بيرون مىآيد « 6 » و تا بر افواه آن « 7 » منافذ ، اين « 8 » لبن هست آنچه بعد از اين است از بيرون آمدن ممنوع است ، و هرگاه كه برگرفتند افواه منافذ گشاده مىشود و ديگر بار بيرون مىآيد ، و تا منافذ از تجفيف هوا و آفتاب صلابت پيدا نكرده بيرون آمدن هست « 9 » ، و از اين است كه روز سوم هيچ بيرون نمىآيد . 8 ) و سبب آنكه به روى سنگ « 10 » سحق مىكنند « 11 » آن است كه بعضى رطوبات به تحليل رود و خاثر و غليظ شود و زود قرص شود و هوا در او « 12 » دخل نتواند كرد . اگر بسيار رقيق باشد و بسيار غليظ ، متعفّن شود « 13 » . امّا صاحب ترويح الارواح آورده است « 14 » كه ، بهترين وجهى در اتخاذ افيون آن است كه ما دون سر خشخاش كه تخم آن سياه است نزديك « 1 » ساق شرط كنند و گذارند تا صمغ بيرون آيد ،
--> ( 1 ) . ل و آ : قشر ، چيزى ( 2 ) . ل و آ : و از اجزاى مكروهه داخل مىشود ( 3 ) . ل و آ : - و چيزى در او نفوذ نمىكند ( 4 ) . ل و آ : خشت ( 5 ) . ل و آ : گاهى ( 6 ) . ل و آ : لبن مذكور از موضع شقّ بيرون مىآيد ( 7 ) . ل و آ : - آن ( 8 ) . ل و آ : اين ( 9 ) . ل و آ : باقيست ( 10 ) . ل و آ : + صلايه و ( 11 ) . ل و آ : كنند ( 12 ) . ل و آ : كه هوا در آن ( 13 ) . ل و آ : اگر بسيار رقيق باشد و اگر بسيار غليظ منعقد شود و اگر بسيار گنده باشد متعفن شود ( 14 ) . ل و آ : - است