عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
29
رساله افيونيه ( فارسى )
امّا تجربه ، پس « 1 » ظاهر است اينكه افيون « 2 » احداث حرارت مىكند و به واسطهء آن ، در اوقات برودت هوا مردم استعمال مىكنند و برودت ، كه ثانيا حاصل مىشود از آن است كه موادّ حارّهء بدن را تحليل مىكند و برودتى بالعرض حاصل مىشود و هرگاه كه دو امر متضاد از چيزى صادر شود ، يكى بالذّات باشد و ديگرى بالعرض ، ما بالذّات مقدّم خواهد بود و ما بالعرض مؤخر ، چه « 3 » ذاتيّات مقدّماند « 4 » به عرضيّات . و جواب از اين مقدّمات آن است كه قياس ، موثّق به نيست « 5 » براى آنكه مىتواند بود كه امرى باشد غير ظاهر در حس ، كه موجب امرى باشد و آن امر فى الحقيقه اقوى باشد از امرى كه ظاهر باشد در حس ، چنان كه تمثيل كردهاند به دو مثقال فرفيون و سى مثقال شير تازه ، كه به حسب لون ظاهر « 6 » ، و آن بياض است ، لازم مىآيد كه بارد باشد ، به واسطهء امرى « 7 » ديگر غير مرئى ، كه آن اقوى است به مراتب « 8 » لازم مىآيد كه حارّ باشد . همچنين در افيون فرضا چيزى « 9 » باشد كه طعم او تفه باشد ، و فعل او اقوى باشد از فعل فاعل مرارت و حدّت . جواب از دليل ديگر ، كه در او تمسّك به قول شيخ است ، نزديك است به همين جواب و آن ، آن است كه مىتواند بود كه امرى ديگر باشد كه مقتضى « 10 » حرارت باشد ، و آن اقوى باشد . امّا تجربه ؛ جواب « 11 » آن است كه لانم « 12 » كه فعل افيون اوّلا حرارت است ، بلكه اوّلا تبريد است و ثانيا تسخين بالعرض ، و ثالثا تبريد « 13 » ديگر مقدمّهاى كه دعوى كرده كه هرگاه كه دو امر متضاد از چيزى صادر شود احدهما بالذّات باشد ، ممنوع مىتواند بود كه امر عرضى ، در قوّت
--> ( 1 ) . ل و آ : - پس ( 2 ) . ل و آ : اولا ( 3 ) . ل و آ : جهت آنكه ( 4 ) . ل و آ : متقدّماند ( 5 ) . ل و آ : از ( 6 ) . ل و آ : لونى كه ظاهر است ( 7 ) . ل و آ : جزوى ( 8 ) . ل و آ : مراتب ندارد ( 9 ) . ل و آ : جزيى ( 10 ) . ل و آ : آن خلاف مقتضى ( 11 ) . ل : آن ( 12 ) . لانم مخفف لا نسلم به معناى قبول نمىكنيم است : مصحّح ( 13 ) . ل و آ : تبريد است