عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

192

رساله افيونيه ( فارسى )

خلوّ امعاء : خالى بودن روده‌ها . درد مبرح : درد شديد . دواى قتّال : داروى كشنده و مهلك . ذهاب عقل : زوال و نابودى عقل و شعور . ردائت اخلاق : بدى و قباحت اخلاق و كردار . ردائت مزاج : تباهى ، قباحت و بدى مزاج . رطوبات مليّنه : رطوبت‌ها و مايعات روان و نرم . رطوبت دماغ : ترى و رطوبت مغز . زوال تجميد : آب شدن و از بين رفتن مادّهء جامد . سام ابرص : مارمولك ، سمندر . ( آنندراج ) سدّه آواز : گرفتگى صدا . سنگ صلايه : سنگى كه داروها را بر روى آن مىسايند ( آنندراج ) . سيلان لعاب : جارى شدن لعاب . صاحب حمّيات : آنكه تب‌هاى گوناگون دارد . صادق القول : راستگو . صافى اللّون : رنگ روشن و شفّاف . صبغ بول : رنگ بول و ادرار . ضعيف الرّايحه : آنچه بو و عطر كمى از آن برخيزد . عضّ كلب : گزيدن سگ ( تكملة الاصناف ، ج 2 ، ص 465 ) غلاف موم : روكشى از موم كه با قدرى روغن بادام و موم ساخته مىشده و حب‌ها و اقراص را در آن فرو مىبردند و سپس آن را مىخوردند تا حب‌ها خيلى زود در معده حل نشوند و تا پايان روز در معده باقى بمانند . قبض طبع : يبوست . قبض مغرى : خشك شدن چيز لزجى كه بر منافذ و شكاف‌هاى مجارى مىچسبند و باعث بسته شدن آن مىشود . قلّت انهضام : كاهش قدرت گوارش و هضم غذا . قلع و قمع : ريشه‌كن كردن . ( لغت نامهء دهخدا ) . قوىّ الحرارت : پرحرارت و خيلى گرم .