عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
165
رساله افيونيه ( فارسى )
رقيقهء سيالهاند و ارواح كه الطف ما فى البدن است و ايشان را از گوشت و شير اسب اين معانى تمام حاصل است مع شىء زائد كه آن رفع هموم و غموم و احداث فرح است و از اين جهت قوّتهاى بدنى ايشان در كمال است و ابدان « 1 » در غايت فربهى و بزرگى « 2 » و صفاى لون و طراوت بشره باشد و از اين است كه « 3 » امراض ايشان كم باشد و اگر باشد زود مندفع شود « 4 » و اين مناسبات در غير ايشان نادر باشد « 5 » و لهذا انتفاع ديگران از او عمومى ندارد . « 6 » و ببايد دانست كه سكرى كه آن مصطلح اطبّاء است غير سكرى است كه مصطلح فقها است . اطبّاء در جوز گفتهاند كه قوّت مسكره هست و بزر البنج و جوز ماثل و باقى مخدّرات را از مسكرات شمردهاند و هيچ كدام از اينها شرعا مسكر نيستند همچنين اسكار اين شير « 7 » به اسكار مخدّرات نمىرسد پس معلوم كه در شرع آن را اسكارى نيست « 8 » بنابراين داخل محرّمات نخواهد بود . اين است آنچه حقير را به خاطر مىرسد « 9 » امّا اينكه در او فايدهاى هست « 10 » جهت ترك افيون ، ثابت است اگر چه حقير را در آن تجربهء زيادهاى نيست ؛ جهت آنكه طربى و فرحى مىآورد و آن مطلوب است در ايّام ترك ، اگر از لين طبع دغدغه نباشد و طعام را نيز زود منحدر مىسازد و اعانت بر هضم مىدهد و معدّل خشكى افيون است و اين فايدهء كلّى است . قهوه و آن ثمرهاى است به قدر حبّ الغار و مغز او دو پاره است در يك غلاف قشرى « 11 » سفيد رنگ ، و غلاف او سياه رنگ است و آن پوستى است تنكتر از پوست ( بيرون ) « 12 » پسته و غليظتر از
--> ( 1 ) . ل و آ : + ايشان ( 2 ) . ل و آ : نازكى ( 3 ) . ل و آ : از اين جهت ( 4 ) . ل و آ : نيز به واسطهء قوت سهل الاندفاع مىباشد ( 5 ) . ل و آ : نادر كمتر اتفاق مىافتد ( 6 ) . ل و آ : ديگر مردم از آن شيوع و عموم ندارد ( 7 ) . ل و آ : قميز ( 8 ) . ل و آ : شرعا به طريق اولى مسكر نخواهد بود ( 9 ) . ل و آ : + در اين باب و اللّه اعلم ( 10 ) . ل و آ : نيست ( 11 ) . ل و آ : دو پاره است مغز او در يك غلاف قشرى ؛ الف : چيزى ( 12 ) . ل و آ