عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
160
رساله افيونيه ( فارسى )
معلوم شود و آنكه به سرنج غشّ كنند چون در دست بمالند معلوم شود « 1 » . بارى فى الجمله بر ناقد « 2 » بصير پوشيده نيست . ( بغدادى گويد ) « 3 » در اين زمان بهترين زعفران ، زعفران ويران شهرى است كه از روم آرند و زعفران كمندى « 4 » كه از خراسان آرند و زعفران ساير بلاد به اين دو موضع نمىرسد « 5 » و بعضى از زعفران ، معسّل است كه عسل بر آن پاشند و مزيّت آنكه زيت بر آن پاشند « 6 » و زعفران را به كشوث خشك كه بر وى شكر سرخ پاشيده باشند « 7 » ، مغشوش كنند و از تخم مرغ نيز مغشوش كنند و زعفران فرنگى ، شعر او حمرتى دارد به بياض مايل و شعر او را ، طرف بالا غليظتر است ( و طرف پائين رقيق است ) « 8 » و اگر خشك كنند زود از هم بريزد و منفرك « 9 » شود و اگر بخايند در طعم او اندك تلخى و قبضى باشد و زبان را بسوزد اندكى و خوشبوى باشد و رنگ او قوى باشد و زردى آن به سرخى مايل باشد و وزن سبك بود و اگر در آفتاب خشك كنند زود خشك شود و امّا مغشوش در وزن ثقيل بود و فى الجمله در آنچه مذكور شد مخالف بود و ضدّ آن ظاهر شود . امّا زعفران مغربى را قرص « 10 » مىسازند بهتر « 11 » آن است كه سبك باشد و سرخ و زود از هم جدا شود .
--> ( 1 ) . ل و آ : و آنكه به سرنج و مردا سنگ غش كنند چون به دست مالند سرنج از آن بريزد ( 2 ) . ل و آ : نافذ ( 3 ) . ل و آ : بلغارى گويد ( 4 ) . ل : گنبدى ( 5 ) . ل و آ و ج : كه از اين دو ملك آرند . بغدادى گويد كه مطحون او را به معصفر و مشك مغشوش سازند و به قرقومعما كه ثفل روغن زعفران است مغشوش سازند به اين كه صلايه كنند و داخل كنند و گاه او را به طلا ملطخ سازند و مرداسنگ سوده بر آن پاشند و آنها را به آتش امتحان توان كرد به اين صفات ممدوحه مذكور جمع نمىشود و در مغشوشات ( 6 ) . ل و آ : - و بعضى از زعفران ، معسّل است كه عسل بر آن پاشند و مزيّت آنكه زيت بر آن پاشند . ( 7 ) . ل و آ : سكر احمر ماليده باشند ( 8 ) . ل و آ ( 9 ) . ل : منفرس ؛ آ : و منفرك و ريزنده ( 10 ) . ل و آ : از اقراص ( 11 ) . ل و آ : بهترين آن