عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

105

رساله افيونيه ( فارسى )

خورده شود آن موجب انبساط او مىشود ) « 1 » در ساير اجزاى غذا و مضرّت‌هاى اين چنين آب خوردنى ظاهر است و احتياج بيان ندارد « 2 » . عاشر آنكه كيفيّت و نشأهء او زود نمىرسد چه « 3 » طعام حايل است ميان او و ميان معده . حادى عشر آنكه « 4 » بر تقدير تأخير مانع ورود « 5 » طعامى ديگر است در بدن چنانچه در قسم خامس ردائت آن مذكور شد « 6 » . ثانى عشر : آنكه هم بر تقدير تأخير ، وقوف افيون در اعالى و فم معده خواهد بود ( و ) « 7 » اين موضع كه اشرف است از ساير مواضع « 8 » و حسّ او ذكىّتر « 9 » است ، پس بيشتر متأذّى مىشود . امّا دلايل تأخير « 10 » : اوّل : آنكه افيون سمّ است اولى آنكه سموم مؤخّر باشند تا اذيت ايشان از معده دور باشد . ثانى : آنكه چون قوىّ القوّت است به سرحدّى كه يكى از سموم مقرّر است پس بايد كه قوّت او منكسر شود به مثل طعام تا شدّت اذيت او كم شود .

--> ( 1 ) . ل و آ ( 2 ) . ل و آ : از آنكه محتاج بيان باشد ( 3 ) . ل و آ : زيرا كه ( 4 ) . ل و آ : + هم ( 5 ) . الف : در او ؛ ل و آ : ورود ( 6 ) . ل و آ : چنانچه در بيان قسم خامس در ردائت آن مذكور خواهد شد . ( 7 ) . ل و آ ( 8 ) . ل و آ : و اين موضع اشرف ساير مواضع است ( 9 ) . الف : زكىتر ( 10 ) . ل و آ : با خبر