يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

72

رياض الادويه ( فارسى )

حبّ الخضراء : به شيرازى بن و به پارسى كسبور گويند . « 1 » گرم و خشك است در سيوم ، و گويند در چهارم . مسخّن سينه و گرده بود و بول براند و نعوظ آرد و مرض‌هاى بلغمى را سودمند آيد ؛ و مصدّع است ، و مصلحش سكنجبين در لبوب فواكه ترش ، و گويند كتيرا است و خميرهء بنفشه ، و بدلش مغز جوز و گويند مغز پسته به وزن آن و نيم وزن آن مغز بادام ، و شربتى از او دو درم تا چهار درم است . حبّ الزّبيب : به پارسى دانهء مويز گويند . سرد است در اوّل و خشك است در دويم . شكم ببندد ؛ و مضرّ است به روده ، و مصلحش كتيره است ، و شربتى از او پنج درم است . حبّ الذّبيب : به پارسى پازهر حيوانى گويند . بهترينش آن است كه چون با شير بر سنگ ساييده ، رنگ شير مايل به سرخى گردد . طبيعتش به اعتدال نزديك است . چون دوازده جو از او در يك كاسهء شير گاو حلّ كرده ، دهند ، دفع مضرّت جميع زهرهاى نباتى و معدنى و حيوانى كند . حبّ الكمثرى : به پارسى دانهء امرود گويند . بهترينش بزرگ و زرد رنگ بود . گرم و خشك است . وجع شش را مفيد آيد . شربتى چهار درم . مضرّ است به گرده ، و مصلحش عنّاب يا بذر قطونا است . حبّ الرّيباس : به پارسى تخم ريباس خوانند . سرد و خشك است . حرقت صفرا و حكّه را سودمند آيد ، و بدلش تخم حمّاض بستانى است . حبّ المحلب : در پارسى پيوند مريم و هندوى كهنوله « 2 » گويند . طبعش گرم و خشك است و گويند در اوّل . بول براند [ و ] حبّ القرع بيرون آرد . سدّهء سپرز و جگر بگشايد . سنگ گرده و مثانه را بريزاند ؛ و مضرّ بود به دماغ گرم و احشا و مصلحش ربّ اترج است يا ريباس ، و بدلش مغز بادام تلخ مقشّر بود . حبّ القلقل : بذر رمّان برّى است . به پارسى انار دانهء دشتى خوانند ، و مغاث بيخ وى است . طبيعتش گرم و تر است در دويم ، و گويند خشك بود . قوّت تر مزاجى بدهد و فربه آرد و بريان كرده نيكو است ؛ و مضرّ است به سر ، و مصلحش روغن گل و سركه بود ، و بدل آن به وزن آن تودرى سرخ است و گويند مغاث يا حبّ صنوبر است .

--> ( 1 ) . حبّه الخضراء ، بو كلك ( بوى كلك ) ، مشغله الباطن ، ضرب ، بن ، ون ، ضرامه ، كلنكور ( گل انگور ) ، با نقش ، كسبور ، بنك ، ميوه‌اى است خرد چون پسته به رنگ سبز . ( لغتنامه ) ( 2 ) . هندى آن « كهيونى » است و آن دانهء فيلورا ، شجره العتم و يا شجره المحلب است كه در فارسى به پيوند مريم مشهور است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 112 )