يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
10
رياض الادويه ( فارسى )
درمانگاههاى خود داد حذاقت مىدادند و مسندهاى بزرگ و رفيعى براى خود آراسته بودند . حكيم عماد الدين محمود شيرازى ، حكيم غياث الدين منصور شيرازى ، حكيم فخر الدين معروف به ميرزا محمد جمال الدين محمود و حكيم ملاجان شيرازى به سبب كارهاى شايان خود شهرت بسيار داشتند . مرحوم محمد تقى مير مىنويسد كه عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى از پزشكان حاذق و مؤلفين شهير قرن دهم هجرى است . ( مير ، پزشكان نامى فارس ، صص 127 - 134 ) بنا به گفتهء صاحب هفت اقليم ، حكيم مزبور از اقسام فضايل و كمالات بهرهمند بود ، به خصوص در طب ، ثانى بطليموس و فيثاغورث يونانى است . شاه طهماسب وى را به مشهد احضار كرد . وى در رشتهء پزشكى كتابهاى خوبى تأليف نمود ، مثل رسالهء افيونيه ، كتاب التشريح ، مفرّح ياقوتى ، رساله در بيان جدوار ، رساله در دفع آتشك و غيره . دربارهاى سلاطين و اعيان دهلى از ارباب دانش و هنر روشن بود . اين ارباب دانش بيشتر از مراكز دانش ايران به اينجا آمده بودند ، دانشمندانى همچون ملا ميرزا جان شيرازى ، كمال الدين حسين شيرازى ، مير قابل تبريزى ، حكيم فتح اللّه شيرازى شاگرد مير غياث الدين شيرازى و حكيم صدرا ، آقازادهء علامهء زمان فخر الدين معروف به ميرزا محمد . آنان مجالس دانش و حكمت را زينتى بخشيدند و سپس اين سلسله به ويژه از دورهء ظهير الدين بابر تا اواخر ادامه داشت . وقتى كه بابر در 932 ق . بر هند تسلط كافى يافت ، در حضورش علاوه بر دولتمردان و مشيران سلطنت و غيره ، گروهى از پزشكان هم بودند ، مانند مير نظام الدين على خليفه ، حكيم ابو البقا و يوسف بن محمد بن يوسف الهروى معروف به مولانا يوسفى كه شهرت دانشپرورى بابر را شنيده ، از خراسان و هرات و نقاط ديگر ايران به اينجا رسيدند . حكيم ابو البقا در زمان همايون هم پزشك بزرگى بود . وى همراه بابر از خراسان به آگره آمد و همانجا متوطن گرديد . همين طور خواجه خاوند محمود از سمرقند به هند اسلامى وارد شد . يوسفى هروى كه پزشك نامى و مؤلف بلندپايهء كتب پزشكى در اين دوره بود ، در دورهء بابريان اوّلين