بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

89

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

و غيره . چه آن‌ها ممد و حافظ قوااند نه دافع مرض و مغير مزاج به كيفيت و غيرها . بدان‌كه در اين تقويت و اعتبار مذكور رعايت هفت چيز واجب بود : اول هواى خوب كه احتياج به دو بيشتر است زيرا كه روح چون جوهر لطيف سهل التحليل است ، اگر يك ساعت به استنشاق هواى لايق تعديل نيابد و بخارات دخانيه كه در حين طبخ روح در دل متولد شده آن هواى مخالط با روح از راه مسام آن‌ها را جدا نسازد و به رد نفس برنياورد ، بىشك مزاج روح فاسد گردد و خلل در قوا و حيات پديد آيد ، بلكه از حدت و حرارت آن ادخنه روح بسوزد و يا به تحليل رود و حس و حركت و حيات باطل شود . چنانچه از حال مخفوقين مشاهد است . و علامت خوبى هوا كه قوت مزاج و طول عمر ساكنان آن موضع و قلت وقوع امراض و عفونات در وى بود چون هواى قهستان و قائن و جبال رستمداد و بعضى از جبال و حوالى لرستان و كردستان و باد غير هرات و بعضى از خراسان و ماوراء النهر و امثال اين مواضع . و چون مشاهده نمايند اكثر جاىها كه هوا به قدر خنكى و غلظت داشته باشد آن علامات مذكوره در وى بهتر يافته شود ، چه ظاهر است كه روح را تعديل و راحتى كه از هواى خنك مىشود ، از هواى گرم نمىشود و نيز مردم را قوتى كه در حين خنكى هوا مىباشد در حين گرمى نمىباشد و فزونى قوت و طول عمر اهل جبال در اكثر مواضع نيز معلوم است . هواى لطيف همچو غذاى لطيف زود از كيفيات رديه متاثر مىشود و تغير مىپذيرد و بلا شبهه مزاجى كه نشو و نما و پرورش در وى يابد همين حال دارد . اما اگر اتفاق افتد كه علامات مذكوره با هواى لطيف جمع شود ملازمهء آن هم نيكو آيد و رعايت هوا نسبت با بدن چنان بايد كه در حين اشتداد حر و برد قبل از عادت به گرمى و سردى وى تن را از آن حفظ نمايند تا به واسطهء افراط هر خون در رگ‌ها نجوشد و مدد گرمى نفس شده ، روح را گرم نسازد به گرمى ناطبيعى و اخلاط را فاسد و متعفن نگرداند . و يا به واسطهء افراط برد ، خون در رگ‌ها فسرده نشود و آن هنگام مجال حركت روح نماند و از آن حالات ناطبيعى پديد آيد چنانچه تحقيق آن در امراض كرده شود ان شاء اللّه تعالى . و افراط و تفريط خود در جميع احوال از حكمت دور است و مضر . اما نسبت با غير معتاد اضر است . و بالجمله هرچند كه عادت واقع باشد تن را از ادراك حر و برد در زمان قريب به يكديگر حفظ بايد كردن كه توارد امور مختلف البته متحير سازنده طبع و مغير مزاج است و حافظ صحت را چون اعتياد تدريجى است پس حذر از چنين حالات واجب بود . فلهذا از موضع گرم چون حمام و غيره به يك‌بار به هواى به غايت خنك نقل نكنند و به عكس . و شبيه بدين حالت است هواى پاييز را كه روز به غايت گرم است و شب سرد باوجود آنكه نقل او به حالتين دفعى نيست . اما چون روز مسامات جهت حرارت هوا گشاده بود و ابخره به تحليل مىرفته و سرماى شب چون به تن رسد و سد مسامات و استحصاف جلد واقع شود و ابخره متحقن گردد و از آن حالات ناطبيعى پديد آيد ، چنانچه به تقريب معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى . و به جهت اين اختلاف اكثر جاىها امراض در اين فصل بيشتر از فصول ديگر افتد و حفظ سر و سينه و