بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

85

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

و اگر چه غذاى محمود و فضل محمود حاصل مىشود ليكن زودتر متاثر و متغير مىگردد و موجب مرض مىشود . و متطببان صحرانشينان از اتراك و اعراب و اكراد و برزيگران را مىبينند كه قوت بسيار و عمرهاى دراز دارند و اكثر اوقات تندرست مىباشند و شربت‌خواران را و كسانى را كه به غذاى لطيف معتادند مىبينند كه ضعف القوااند و به امراض گوناگون مبتلاء ، از غلط فاحش خود هيچ متنبه نمىشوند با وجودى كه در كتب مسطور است كه هرچه لطيف است زود متاثر از غير مىشود و هرچه كثيف است دير متأثر از غير مىشود و همين مساله را دليل ساخته‌اند كه هرچه كثيف است دير و بدهضم مىشود و آنچه چنين شد مولد و مدد خلط بد و علت گردد و حال آنكه اين مساله نسبت با غير معتاد است . اما چون عادت شود نيك و زود هضم شود و هرچه چنين باشد مولد خلط نيك و مدد صحت شود و به سبب كثافت دير متغير گردد و دير تحليل پذيرد و موجب عمر دراز شود ان شاء اللّه تعالى . مسأله هر غذا كه مزاجش محكم‌تر بود بهتر بود اما چون عادت نباشد بد هضم شود و زيان دارد و هرگاه عادت شود ، نيك هضم شود و سود دارد . و عادت ابوين هم دخل تمام دارد ، زيرا كه اجزاى اصليهء بدن و روح از غذاى پدر و مادر است . و عادت مرضيه نيز دخلى تمام دارد و عادت را تاثير كه بسيار است . مثلا كسى كه هيچ رنجى و مشقتى و رياضتى نكشيده باشد او را با اندك حركتى تحليل مواد بسيار شود و ممكن كه به مرض انجامد . و كسى كه مشقت بسيار كشيده باشد هرگاه ترك حركت و رياضت كند بيمار شود و كسانى كه خوردنى كمتر يافته باشند هرگاه نعمت بسيار يابند و بدان طريقى كه در كليات طب گفته‌اند حفظ صحت نكنند به انواع مرض‌ها مبتلا شوند كه اطبا از علاج آن عاجز آيند . و اين هنگام اگر كسى نظر به عادات مريض كرده علاج كنند به زودى صحت يابد و ايشان حيران مانند و ندانند كه سبب مرض چه بود و به چه صحت يافت . فلهذا قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ( العاده كالطبيعه ثانيه ) . بدان‌كه در طب اصل جميع معالجات تجربه است ، پس در حفظ صحت نيز تتبع و تجربه بهتر و معتمدتر بود از باقى استدلالات و هرگاه از احوال مردم باخبر مىشويم اصحاب رياضت را مىيابيم يعنى معتادان را كه به جهت رياضت و عادت اندك مشقتى بر نفس خود حمل كرده باشند و جمعى كه از حقيقت اين مساله خبر ندارند ، گمان برند كه گرسنگى كشيدن رياضت است و اين باطل است ؛ چه رياضت عادت را گويند كه اگر به گرسنگى و تشنگى كشيدن عادت كرده باشند مرتاض باشند . چون ديدم كه اكثر مرتاضيان صحيح مىباشند دانستم كه رياضت حافظ صحت است و غذاى اصحا غذاى مرتاضيان بود و اكثر غذاى ايشان غذاى غليظ و پرقوت مىباشد و كشتىگيران و زورگيران اين مسأله را نيكو مىدانند . و چون در تعب مرتاضان نيز افراطى واقع شود ، بيمار شوند و در مخاطرات افتند زيرا كه تعب مفرط بيرون از عادت است . و غذاى اين طايفه قليه به غذاهاى چرب و قليه و برنج بريان و گوشت‌هاى بريان فربه و نان‌هاى فطير و بورانى و كباب‌هاى نيم خام و كماچ‌ها و قاتق‌هاى ماست و قروط بود و شيرين‌ها كم خورند كه حرارت برافروزند و بيم تب باشد .