بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

77

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

وضع بود . وجه سوم از كيفيت رسوب است مثل لون و بوى و سبب آن‌ها از مباحث سابقه فى الجمله معلوم شد و به تفضيل به تقريب مبين گردد ان شاء اللّه تعالى . وجه چهارم از وضع رسوب است مثل استوا كه آن تشابه اجزا را گويند . و سبب آن در رسوب محمود تمامى نضج بود و در غير محمود عجز طبيعت از تصرف در آن و مثل ملاست كه آن اتصال اجزا را گويند و سبب آن در رسوب محمود عدم ريح و نيكى هضم بود و در غير محمود عجز طبيعت از تفريق آن . و مثل تشتت كه آن عدم ملاست را گويند و سبب آن در محمود و غير محمود عكس سبب ملاست بود . وجه پنجم از مكان رسوب است و رسوب به اين اعتبار سه قسم بود : يكى غمام بود كه بر سر آب ايستد و آن را سحاب و ضباب و طاقى نيز گويند به اعتبار رقت و غلظ و سبب اين قلت نضج و تصعيد باد بود مر رسوب را . دوم متعلق كه در ميانگاه آب قرار يابد و سبب آن نضج فى الجمله و قلت ريح مصعد . سوم راسب كه در ته آب نشيند ، و سبب اين عدم ريح و نضج تمام بود و مخفى نماند كه در رسوب نيك استدلال بر اين وجوه صحيح و تمام بود . و ليكن در رسوب‌هاى بد بر اين وجوه درست نيايد بلكه راسب از آن‌ها اكثر به سبب حرارتى محرقه باشد كه ثقل را تحليل لطايف كرده و ارضيت آن گذاشته و يا به جهت بردى كه اجماد و تكثيف آن كرده و متعلق اكثر به سبب ضعف اين اسباب مذكوره بود . و گاه باشد كه با وجود قوت اسباب مذكوره با وى قليل سبب تعلق آن شده باشد و غمام اكثر به سبب غايت قلت آن اسباب مذكوره باشد . و گاه باشد كه حرارت قوى اندر آن كثافت اثر كرده بود و احراق لطايف آن نكرده باشد و آن را به سر آب برآورده باشد همچو تصعيد ادخنه و غيرها . و گاه بود كه با وجود قوت اسباب بادى بسيار باشد كه اثفال را بر سر آب آورد . پس از اين دلايل واضح شود كه بدترين اقسام از رسوب بد ، راسب بود بعده متعلق بعده غمام كه آن‌ها را ريح قوى به افرط حرارت تصعيد نموده باشد . و بهترين غمام آن بود كه از غير ريح باشد بعده متعلق كه نه از ريح بود . و از رسوب نيك بهترين راسب بود پس متعلق كه در وسط قاروره بود پس غمام . وجه ششم از زمان به ته نشستن و به هم در آمدن رسوب بود . اما سبب زود به ته نشستن و به هم درآمدن رسوب قوت طبيعت و نيكى نضج و لطافت خلط بود . و سبب دير به هم برآمدن و دير به ته نشستن به خلاف اين باشد . و ليكن بايد كه بر هيات مخروطى بود . وجه هفتم از هيات اختلاط رسوب با بول است . اما آنچه سخت آميخته باشد و هيچ متميز نگردد و سبب آن در كبد و اعضاى بالايين باشد . و آنچه به غايت متميز گردد ، سبب آن در قضيب و اعضاى قريب بدان باشد . و آنچه متوسط بود در تميز و عدم تميز ، سبب آن در اواسط بدن باشد چنانچه ساير احوال بدان اشتهاد نمايند . اين است فى الجمله بيان اسباب حالات بول . و طريق استدلال احوال از آن‌ها و تحقيق اسباب مركبات