بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
68
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و سبب واقع فى الوسط شدت احتياج بود . و سبب مرتعش وفور قوت و يبس و صلابت آلت و شدت حاجت بود زياده از آنچه در ذى القرعتين و غزالى است و كوشش طبع يا غلبهء علت به ارتعاد منجر گشته . و سبب ملتوى همين است . ليكن در ملتوى آلت چون متشنج بود در حركت بر تواند آمدن و بر خود پيچد . و سبب موجى ضعف قوت بود كه تمام رگ به يك بار انبساط نتواند كردن ، جزء جزء را در تحت انگشتان مىجنباند . و گاه بود كه قوت سخت ضعيف نباشد ليكن اجزاى شريان به سبب غايت نرمى اندكاندك بر يكديگر تقدم كند در حركت و شهوق . و سبب منشارى اختلاف اجزاى عرق بود در صلابت و لين و يا اختلاف اجزاى رطوبتى كه در عرق است به عفونت و نضج ، چنانچه اجزاى عفن و پخته به ملمس نرم نمايد و غير عفن و خام سخت نمايد و يا ورمى باشد در اجزاى عصبانيه كه ليف عصبانى كه بر عرق پوشيده است به سبب آن تمددى پيدا كند و اجزاى آن مختلف نمايد به ملمس . و سبب دودى و نملى غايت ضعف قوت باشد كه هر جزوى به وضعى جنبد . و سبب ردى الوزن آنجا كه نقصان در زمان سكون باشد ، زيادتى حاجت بود و آنجا كه قصور در زمان حركت بود ، ضعف قوت باشد و يا عدم حاجت . و چون اين دلايل به وضوح پيوست ببايد دانست كه نبض لايق صبيان سريع متواتر و معتدل در عظم بود و لين و اين جهت كثرت حاجت ايشان ترويح را به سبب غلبه بخار دخانى كه از پيوستگى هضم اغذيه مختلفه متواليه در بدن ايشان پديد مىآيد و جهت توسط قوت و غلبهء رطوبت . و نبض لايق جوانان عظيم و قوى بود و معتدل در لين و صلابت و سرعت و بطوء و مايل به متفاوت جهت وفور قوت و كثرت حاجت و رسيدگى اندامها و اعتدال رطوبات . و نبض لايق كهول متفاوت بود و مايل به صغر و بطوء نسبت با نبض جوان جهت ضعف فى الجمله و قلت حاجت بهواسطه برد لازم . و نبض لايق پيران صغير متفاوت بطى بود جهت غايت ضعف ذاتى و قلت حاجت . و باشد كه به سبب غلبه رطوبات غريبه لين نيز باشد و آن هنگام بىاختلاف نباشد . و نبض لايق مردان به غايت قوى و عظيم بود و بطى و متفاوت ، جهت وفور قوت و حاجت به سبب گرمى مزاج و بىشك به تتميم عظم و قوت كامل را درنگى نيكو مطلوب بود . و نبض لايق زنان در جمله اين احوال انزل بود به جهت تنزل ايشان در جمله اسباب نسبت با مردان . و بىشك به سرعت و تواتر تدارك عظم كند . و نبض لايق خنثى مشكل متوسط بود ميان نبض مردان و زنان و از اندك اختلافى بايد كه خالى نباشد . و نبض لايق صحيح گرممزاج قوى بود جهت وفور قوت و حاجت و اگر با مطاوعت آلت باشد عظيم نيز گردد . و نبض لايق صحيح سردمزاج صغير بود يا بطى يا متفاوت جهت قلت قوت و حاجت . و نبض لايق صحيح ترمزاج عريض بود يا موجى جهت غايت لين آلت و ضعف قوت فى الجمله . و نبض لايق صحيح خشكمزاج دقيق بود و صلب جهت قوت و يبس آلت و قلت رطوبت . و نبض لايق باقى امزجه صحيحه مركبه بعد از